تحلیل روزنامه «شرق» از اصرار صداوسیما بر خشمآفرینی و رسیدن از «جهنم آگاهی» به «انسانیتزدایی»
بررسی عملکرد صداوسیما در بحرانهای اخیر و پخش برنامههای موهن شبکه افق؛ مقاله شرق با تمرکز بر دیدگاه کارشناسان، شکست مرجعیت رسانه ملی و انحراف آن از حقیقت را مورد واکاوی قرار میدهد.

نقد ساختاری و اخلاقی صدا و سیما در بحرانهای اخیر
بر اساس گزارش روزنامه «شرق»، سازمان صدا و سیما در سالهای اخیر از نقش رسانهای خود فاصله گرفته و به تدریج دچار بحران اعتماد عمومی شده است. این وضعیت با حوادث اخیر و قطع اینترنت، تشدید گشته و رسانه ملی به جای ایفای نقش مرجعیت و روشنگری، به جبههای دوقطبی تبدیل شده است. دیدگاههای مختلف کارشناسان و فعالان سیاسی نشان میدهد که این سازمان از «جهنم آگاهی» گذشته، اکنون به سمت «انسانیتزدایی» حرکت کرده است، به ویژه پس از پخش برنامه موهن در شبکه افق که خشم گستردهای را برانگیخت.
تحلیلها حاکی از آن است که ضعف عملکرد صداوسیما تنها محدود به مسائل سیاسی نیست؛ بلکه فقدان اخلاق و بیتوجهی به حرمت انسانیت، از جمله توهین به جانباختگان، صورت مسئله نقد را تغییر داده است. برکناری مدیر شبکه افق، اقدامی نمایشی تلقی شده و فعالان رسانهای معتقدند تا زمانی که سیاستهای کلان و مدیران عالی این سازمان تغییر نکنند، اعتمادسازی میسر نخواهد بود. جامعه خواهان تغییرات معنادار است، نه نمایشهای سطحی.
نقدها به عملکرد رسانه ملی و نفوذ
این گزارش به نقل از صاحبنظران، دوگانگی رسانهای در زمان بحران را برجسته میکند: از یک سو صداوسیما با ارائه تصویری غیرواقعی (شبیه سوئیس)، از سوی دیگر شبکههای خارجی مانند ایران اینترنشنال که فضایی بسیار سیاه ترسیم میکنند، مخاطب عام را در تعلیق نگه داشتهاند. این وضعیت باعث شده «مرجعیت رسانهای» نزد مردم از بین برود.
- سیدحسین مرعشی بر نقش «نفوذیها» یا «دشمن نادان» در جهتگیریهای ضد امنیتی صداوسیما تأکید کرد و خواستار ورود جدی رئیسجمهور و شورای عالی امنیت ملی برای توقف این روند شد.
- غلامحسین کرباسچی با یادآوری دوران ابتدایی انقلاب که مناظرههای فکری بزرگان در تلویزیون مرجعیت ایجاد میکرد، بیان داشت که امروز صداوسیما به دلیل سطحینگری و عدم استفاده از اندیشمندان، به منابع خبری خارجی سوق داده شده است.
- محمد قوچانی ساختار کلان رسانهای موجود را منسوخ دانست و نبود «صدای سوم» مستقل را یک خلأ جدی در فضای عمومی کشور قلمداد کرد.
«واقعیت امر این است که بحران مطبوعات محدود به توقیفها نیست؛ خود روزنامهنگاران نیز به اندازه کافی به تولید محتوای قوی و مستقل توجه نکردهاند.»
بررسیهای پیمایشهای معتبر نشان میدهد مخاطب وفادار صداوسیما در سالهای اخیر نصف شده و اعتماد عمومی به شدت کاهش یافته است. این روند، به اعتقاد مدیران رسانهای، تلاشی برای «مهندسی معکوس» و سوقدادن اجباری مخاطبان به رسانههای خارجی است.
«صداوسیما در سالیان گذشته به جهنم آگاهی تبدیل شده بود، اما اکنون این بحران شدیدتر شده و با پخش برنامه موهن شبکه افق، آغاز نوعی انسانیتزدایی در تلویزیون را شاهد هستیم.»
نتیجهگیری اصلی از این تحلیلها این است که بحران رسانهای ایران ریشهدار و ساختاری است. بازگشت اعتماد عمومی نیازمند تغییرات بنیادین در سیاستگذاریها، شجاعت در ایجاد فضای گفتگو و تقویت رسانههای مستقل داخلی است تا رسانه ملی از حالت تولید نفرت خارج شده و به مرهمی بر زخمهای جامعه تبدیل شود.


