راستگرایان اروپا و شکاف بر سر سیاست آمریکا در قبال ایران؛ فرصتهای ملی برای تهران
تحلیل شکاف میان راستگرایان اروپایی (مانند مجارستان و ایتالیا) در حمایت از سیاستهای خاورمیانهای ترامپ و چگونگی بهرهبرداری ایران از این دوگانگی برای منافع ملی.
شکاف در جبهه راست اروپا در قبال ایران
تحولات اخیر در عرصه بینالملل، بهویژه با بازگشت احتمالی دونالد ترامپ به قدرت، لرزههایی در اتحاد جریانهای راستگرای اروپا ایجاد کرده است. این شکاف بهوضوح در مواجهه با سیاستهای سختگیرانه واشنگتن در قبال جمهوری اسلامی ایران نمایان شده است. این تحلیل بر دوگانگی موجود در میان این احزاب تمرکز دارد: از یک سو، حمایت ایدئولوژیک از رویکرد ترامپ و از سوی دیگر، تعهد به حفظ منافع ملی در منطقهای حیاتی مانند خاورمیانه.
ویکتور اوربان، نخستوزیر مجارستان، به شکل آشکاری خود را همسو با دکترین ترامپ نشان داده است. حمایت ترامپ از اوربان در انتخابات آتی مجارستان، در ازای پذیرش خطمشیهای منطقهای واشنگتن، خصوصاً در موضوع فشار حداکثری بر ایران، صورت گرفته است. این رویکرد، که بیشتر بر اساس همسویی پوپولیستی و انتقاد از نهادهای لیبرال غربی شکل گرفته، میتواند مجارستان را در برابر تغییرات احتمالی سیاستهای ترامپ آسیبپذیر سازد.
در مقابل، جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، با احتیاط بیشتری حرکت میکند. با وجود اشتراکات ایدئولوژیک، ملونی منافع ملی ایتالیا، بهویژه در حوزه انرژی و ثبات خاورمیانه (که رم دروازه جنوبی آن محسوب میشود)، را بر پیروی مطلق از واشنگتن ترجیح میدهد. این عملگرایی نشان میدهد که برای برخی رهبران راست اروپا، محاسبه اقتصادی و امنیتی بر شعارهای ایدئولوژیک اولویت دارد.
استراتژی ایران در میانه شکاف اروپا و آمریکا
سیاست تهاجمی آمریکا چالشهایی برای منافع منطقهای ایران پدید آورده است، اما شکاف اروپا-آمریکا فرصتهای مهمی را نیز فراهم میآورد. تهران میتواند با دیپلماسی هوشمندانه، از این دوگانگی بهره ببرد:
- تغییر روایت از تقابل به شریک استراتژیک: تأکید بر منافع مشترک با جناحهای عملگرای اروپایی مانند ایتالیا در زمینههایی چون مبارزه با تروریسم و ثبات انرژی منطقه.
- بهرهگیری از چندقطبیگرایی: تقویت روابط با قدرتهای نوظهور مانند روسیه، چین و بریکس برای کاهش وابستگی به غرب و افزایش اهرم چانهزنی.
- تمایزگذاری دیپلماتیک: تفکیک میان راستگرایان ایدئولوژیمحور (مانند مجارستان) و راستگرایان منفعتمحور (مانند ایتالیا) و تمرکز بر دومی.
- شفافیت هستهای: حفظ تعامل سازنده با نهادهای بینالمللی برای تضعیف توجیهپذیری سیاست فشار حداکثری در پایتختهای اروپایی.
«محاسبات بر مبنای منافع ملی در نهایت بر شعارهای ایدئولوژیک پیروز میشوند.»
جمهوری اسلامی ایران با درک دقیق این تضاد منافع، میتواند فضای مانور خود را گسترش دهد. آینده روابط تهران با اروپا، کمتر به تصمیمات واشنگتن وابسته است و بیشتر تحت تأثیر اولویتهای اقتصادی و امنیتی کشورهای اروپایی شکل خواهد گرفت. کلید موفقیت در این دوره پرتنش، درایت در تشخیص این شکافها و بهرهگیری از آنها برای تقویت منافع ملی است.



