ریسکها و پاداشهای اظهارنظر سیاسی فوتبالیستها؛ از گواردیولا تا نامه سرمربی به ترامپ
تحلیل واکنشها به اظهارنظر پپ گواردیولا درباره فلسطین و بررسی معضلات، ریسکها و مزایای سیاسیشدن چهرههای دنیای فوتبال برای بازیکنان و مربیان.
اظهارنظر سیاسی چهرههای فوتبالی: ریسکها و مزایا
صحبتهای اخیر پپ گواردیولا، سرمربی منچسترسیتی، درباره مسائلی مانند فلسطین، روسیه و سودان، بار دیگر بحث اظهارنظر سیاسی افراد مشهور در دنیای فوتبال را داغ کرده است. این اتفاق نشان میدهد که چهرههای برجسته فوتبال گاهی اوقات از حوزه تخصصی خود فراتر رفته و درباره موضوعات اجتماعی و سیاسی اظهارنظر میکنند، هرچند این کار برای افراد شاغل در این حرفه امری نادر تلقی میشود. گواردیولا پیشینهای در بیان دیدگاههایش درباره استقلال کاتالونیا و شرایط غزه داشته است. در مقابل، برخی مربیان نظیر توماس توخل ترجیح میدهند تمام تمرکز خود را بر فوتبال بگذارند و از ورود به مباحث سیاسی اجتناب کنند.
کارشناسان به موانع و مزایای این نوع اظهارنظرها اشاره کردهاند. کریگ فاستر، فعال حقوق بشر، ابراز خشنودی میکند که گواردیولا شجاعت به خرج داده و سخن گفته است، چرا که به گفته او، جامعه ورزشی به صدای افراد بیشتری نیاز دارد. از سوی دیگر، لیام روزنیور، سرمربی چلسی، معتقد است اگر کسی تریبونی دارد و به چیزی عمیقاً اعتقاد دارد، باید با رعایت احترام درباره آن صحبت کند.
موانع و فشارهای پیرامون موضعگیری
دلایل متعددی وجود دارد که افراد در فوتبال را وادار به سکوت میکند. فاستر به عواملی چون واکنشهای منفی، توهینهای گسترده، فشار اسپانسرها، و فشار هواداران و رسانههای اجتماعی اشاره میکند. مربیان و بازیکنان معمولاً آموزش لازم برای ورود به مباحث پیچیده سیاسی و اجتماعی را دریافت نکردهاند، که این امر انتخاب را برایشان دشوار میسازد و ممکن است موجب شود از اظهارنظر صرفاً به دلیل عدم اطمینان اجتناب کنند.
کلی هوگارت، مشاور روابط عمومی، توضیح میدهد که در مقام کارمند باشگاه، فوتبالیستها نماینده برند هستند و از نظر قانونی موظفاند از بدنام کردن منافع تجاری باشگاه خودداری کنند. این موضوع شامل تعهدات قراردادی با شرکای تجاری نیز میشود که انتظارات همسویی با ارزشهای برند را در پی دارد و هر چالشی میتواند منجر به فسخ قرارداد شود. این امر بهویژه زمانی پیچیدهتر میشود که باشگاههایی با مالکیتهای خاص سیاسی یا صاحبان سرمایه درگیر باشند، مانند مورد منچسترسیتی.
“اگر کاملا به صحبت خارج از چارچوب فوتبال اطمینان ندارند، چرا خود را در معرض خطر قرار دهند؟”
- فشار مضاعف بر فعالان: بازیکنانی مانند رحیم استرلینگ یا وینیسیوس جونیور که درباره نژادپرستی صحبت میکنند، اغلب مجبور میشوند بارها تجربیات تبعیضآمیز خود را بازگو کنند که بار عاطفی سنگینی به همراه دارد.
- هزینه تحملپذیری: فاستر معتقد است کسانی که توانایی تحمل «هزینه» سخن گفتن را دارند (مانند دیوید بکهام با سرمایه اجتماعی بالا)، باید این کار را صورت دهند تا بتوانند دیدگاههای خود را مطرح کنند.
- ابهام حقوقی و تجاری: بازیکنان باید مراقب تعارض بین حمایت از ارزشهای شخصی و تعهدات حقوقی و تجاری خود باشند.
پاداشهای بیان دیدگاهها
علیرغم ریسکها، اظهارنظر کردن میتواند مزایایی نیز به همراه داشته باشد. این مزایا شامل فرصتهای تجاری جدید، افزایش توجه رسانهای و عمومی است. در بازاری اشباعشده مانند فوتبال، اتخاذ موضعی مشخص میتواند به بازیکنان کمک کند تا متمایز شوند. ژاوی سیمونز در همکاری با کمپین آگاهی از آلزایمر توانست اجازه دهد هواداران با او «به عنوان یک انسان» ارتباط برقرار کنند، نه صرفاً به عنوان یک فوتبالیست.

