تجربه جواد مجابی از شروط نویسندگان ایرانی برای گفتگو با ناشران آمریکایی و چالشهای نشر
جواد مجابی، نویسنده، از پدیده «ناشرسالاری»، کاهش تیراژ آثار تألیفی معاصر و «نظارت مرکب» در فرهنگ ایران در مقایسه با تجربیات خود در گفتگو با ناشران آمریکایی سخن میگوید.

چالشهای ادبیات معاصر: ناشرسالاری و نظارت مرکب
نویسندۀ برجسته، جواد مجابی، تصویری انتقادی از وضعیت ادبیات معاصر ایران در گفتوگو با علی شروقی ارائه میدهد که ناشی از چند عامل ساختاری است. او تأکید دارد که پدیدۀ غالب در حوزۀ نشر، «ناشرسالاری» است؛ وضعیتی که طی آن ناشران به جای تکیه بر اعتبار نویسندگان (نویسندهسالاری سابق)، بر اساس «مصالح عالی کشوری» خودشان تصمیم به انتشار میگیرند. این پدیده باعث شده است که ادبیات تألیفی زنده به حاشیه رانده شده و تیراژ آثار به اعداد «حقیر صد نسخهای» برسد، در حالی که تمرکز بازار نشر به سمت ادبیات ترجمه و آثار قدیم معطوف شده است.
مجابی با مرور تجربۀ سفر خود به نیویورک در سال ۱۳۷۸ به همراه سیمین بهبهانی، محمود دولتآبادی و شاملو برای دیدار با سازمان «پن» و ناشران بزرگ آمریکایی، سه شرط اصلی نویسندگان ایرانی برای حضور را شرح میدهد. این شروط شامل نفی «تبعید فرهنگی» و نگاه از بالا به پایین، ملاقات با چهرههایی مانند آرتور میلر و ادوارد سعید، و پرسش از ناشران دربارۀ بیاعتنایی آنها به ادبیات آسیا بود. در پاسخ، ناشران آمریکایی صراحتاً اعلام کردند که دیگر «دوره نویسندهسالاری تمام شده» و تنها آثاری منتشر میکنند که با «مصالح عالی کشور خودشان» همسو باشد. این منطق، هرچند در آمریکا با آزادیهای فراوان همراه است، به گفتۀ مجابی به شکلی «کاریکاتوری» به ایران سرایت کرده است.
- نظارت مرکب: مجابی این وضعیت را «نظارت مرکب» یا «ممیزی مرکب» مینامد که ترکیبی از فشارهای اقتصادی، سیاستگذاریهای فرهنگی و رفتار بازار نشر است و روزنههای بروز تفکر و تخیل را میبندد.
- آسیب به میراث فرهنگی: جابهجایی کانون توجه از ادبیات زنده به ترجمه و متون کلاسیک، باعث شده است که میراث فرهنگی ایران بهآرامی هدر رود و ارتباط میان آثار کهن و مخاطب امروز قطع شود، زیرا واسطهها و مفسران فکری غایبند.
- کاهش ظرفیت فکری ملت: محدودیت در بیان آزاد اندیشهها، نویسندهها را به سمت موضوعات محدود و مبتذل روزمره (مانند مسائل اتاق خواب) سوق میدهد و باعث میشود مخاطب به «آسانپسندی» عادت کند که ایمنی فرهنگی ملت را تضعیف میکند.
- اهمیت فضای ترجمه: مجابی بیان میکند که در آمریکا، آثاری مانند آثار نویسندگان دارای گرایش چپ، در "حاشیه بازار" منتشر میشوند، اما بازار اصلی تحت کنترل است. این نشان میدهد که در هر نظامی، منافع عمومی تعریفشده، محدودیتهایی ایجاد میکند.
- ضرورت رهایی از باید و نبایدها: راه نجات ادبیات، رها کردن خود از تمام باید و نبایدهای تاریخی و اجتماعی است. نویسنده باید با تفکر و تخیل آزاد سخن بگوید و اثر خود را در سطح جهانی عرضه کند، نه صرفاً ملی.
«وقتی اثری شما در صد یا دویست نسخه چاپ میشود، ... سانسور عملاً تخیل و تفکر آزاد را محدود میکند. ... بخش دومش، به گمان من، خطرناکتر است: رواج ابتذال و میانمایگی.»
«نویسندگان همیشه پیامآور آزادی، صلح، انسانیت و تخیل رها بودهاند، و وقتی این صداها به محاق رانده میشود و زیر سلطه میرود، طبیعی است که چیزهای دیگری جای آنها را پر کند.»
در نهایت، مجابی معتقد است که ادبیات به دلیل ماهیت واژگانی خود، دشوارتر از هنرهای بصری جهانی میشود، اما نویسندگان ایرانی باید با وجود واقعیتهای سخت نشر و نظارتهای مرکب، به آزادی اندیشۀ مطلق اصرار ورزند تا توان اندیشیدن و زندگی کردن در جامعه به حداقل نرسد. او خود دو دهه است که بدون نگرانی از انتشار، با «حداکثر ظرفیت» خود مینویسد تا خودسانسوری گریبانگیر او نشود.



