نقد سینمای سروش صحت و مسئله «فاز نول»
بررسی نقادانه آثار سروش صحت، به ویژه فیلم «استخر» در جشنواره فجر ۱۴۰۴، با تمرکز بر ضعف ریتم، سکوتهای بیهدف و فانتزی نامنسجم که موجب میشود مخاطب واقعیت آشکار اثر را در برابر جو غالب انکار کند.


تحلیل ارائه شده بر اساس یک آزمایش اجتماعی آغاز میشود: دانشجویانی که مجبور به انکار رنگ واقعی یک برگه سبز در برابر فریاد جمعی مبنی بر «قرمز بودن» آن هستند. این پدیده، یعنی فشار هنجار جمعی بر ادراک فردی، به عنوان استعارهای برای درک آثار سینمایی سروش صحت به کار میرود. نویسنده اذعان میکند که فیلمها و سریالهای صحت با وجود مخاطبان انبوه و تبلیغات گسترده، در نگاه عمیقتر فاقد ارزش هنری لازم هستند و مخاطب ممکن است ضعفهای آشکار را صرفاً برای همراهی با موج عمومی نادیده بگیرد.
فیلم «استخر» ساخته سروش صحت در جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۴ به عنوان نمونه اصلی این نقد مطرح شده است. نویسنده تأکید میکند که از همان ابتدا، ضعفهای ساختاری فیلم آزاردهنده بوده و ریتم کُند آن مجال نوشتن نقد را در سالن سینما فراهم کرده است. یکی از کلافهکنندهترین المانهای سبکی صحت، مکثها و سکوتهای طولانی و نماهای ثابت است که نه تنها پرکننده نیستند، بلکه به نظر میرسد نشانهای از بیایدگی و ضعف در ریتمپردازی هستند.
حتی حضور بازیگران توانمندی مانند مهران مدیری و امین حیایی نتوانسته است ساختار سست فیلمنامه و کارگردانی فاقد جهت را جبران کند. فیلم با وجود پرداختن به موضوع عمیقی چون «جدایی»، از خلق موقعیتهای دراماتیک یا طنز تلخ باز مانده و بیشتر شبیه به «بازسازی و سرهمبندی ریلزهای ترند اینستاگرامی» جلوه میکند تا یک اثر منسجم.
یکی از دفاعیات رایج طرفداران صحت، «فانتزی» بودن آثار اوست که نباید با «عینک واقعگرایی محض» نگریست. نویسنده این دفاع را رد میکند و اشاره میکند که فانتزی نیز نیازمند قوانین درونی منسجم و باورپذیر است. این امر با مقایسه فیلم «استخر» با فیلم «دختر پری خانم» که در آن فانتزی به شکلی مستحکم بنا شده بود، تبیین میشود. در آثار صحت، فانتزی بیریشه و تحمیلی به نظر میرسد و تنها برای پوشاندن ضعفهای پیرنگ به کار میرود.
نکته متناقض دیگر، تلفیق دیالوگهای به ظاهر عمیق و فلسفی با فضای کمدی موقعیت سست است که تصنعی بودن این جملات را نمایان میسازد و هیچ اتصال ارگانیکی با روایت اصلی ندارد.
“این سکوت، نه هنرمندانه، که نشانه بیایده بودن و ضعف در ریتمپردازی است.”
“باید بتوانیم تفاوت بین فانتزی ای که به جهان داستان نشسته (مانند «دختر پری خانم») را از فانتزیِ شناور و تصنعی تشخیص دهیم.”
در نهایت، سردرگمی مخاطب درباره «فاز» مشخص سروش صحت برجسته میشود؛ طنز سیاه، تحلیل اجتماعی یا فرم آزمایشی؟ نویسنده نتیجه میگیرد که شاید «نول بودن» – برگرفته از دیالوگ تکراری فیلم – توجیهی برای فقدان ساختار منسجم، ریتم حسابشده و جهانسازی باورپذیر باشد. بیان صادقانه نقد و قضاوت مستقل بر اساس شایستگیهای واقعی آثار، لازمه رشد فضای سینمایی کشور است، حتی اگر این امر به معنای مخالفت با جریان عمومی باشد.
خبرآنلاین