معلم و دانشآموز در محاصره بخشنامهها؛ روایت سقوط کیفیت آموزشی
تداوم آموزش مجازی در ایران با افت محسوس کیفیت آموزشی و مهارتهای اجتماعی دانشآموزان همراه بوده است. کارشناسان بر لزوم بازنگری جدی در مدل آموزشی و فاصله گرفتن از رویکرد دستوری تأکید دارند.

سقوط کیفیت آموزشی در سایه آموزشهای مجازی و بخشنامهها
تداوم آموزش مجازی در ایران که ابتدا پاسخی اضطراری به شیوع کرونا بود، اکنون به دلیل بحرانهای پیدرپی مانند آلودگی هوا و ناترازی انرژی، تبدیل به یک رویه نسبتاً پایدار شده است. این وضعیت، بهویژه با از دست رفتن بخش قابل توجهی از آموزش حضوری، نگرانیهای جدی در مورد کیفیت آموزشی و مهارتهای اجتماعی دانشآموزان به وجود آورده است. کارشناسان تأکید دارند که مدرسه صرفاً محلی برای انتقال دانش نیست، بلکه بستر شکلگیری بلوغ اجتماعی و یادگیری تعاملات انسانی است. کاهش تعامل فیزیکی مستقیماً بر مهارتهای ارتباطی دانشآموزان اثر منفی گذاشته و شاخصهای تحصیلی نیز دچار افول شدهاند.
دادههای رسمی حاکی از کاهش میانگین نمرات امتحانات نهایی متوسطه دوم از سال ۱۳۹۸ به بعد در اکثر رشتهها است؛ به عنوان مثال، میانگین رشته علوم تجربی از ۱۳.۷۷ به ۱۱.۲۳ رسیده است. علاوه بر این، نتایج آزمونهای بینالمللی تیمز و پرلز نشان میدهند که حدود ۴۰ درصد دانشآموزان ابتدایی در مهارتهای پایه خواندن و نوشتن به استاندارد لازم دست نیافتهاند که این وضعیت زنگ خطری جدی برای نظام آموزشی کشور محسوب میشود.
- افت محسوس کیفیت آموزشی و کاهش نمرات تحصیلی پس از گسترش آموزش مجازی.
- کاهش مهارتهای ارتباطی و اجتماعی دانشآموزان به دلیل فقدان محیط مدرسه.
- تداوم آموزش مجازی ناشی از بحرانهای زیستمحیطی و زیرساختی مانند آلودگی هوا و مصرف انرژی.
- نگرانی در مورد صحت نمرات و ارفاقهای صورت گرفته برای جلوگیری از مردودی دانشآموزان.
- نیاز به بازنگری در مدل آموزشی و خروج از رویکرد کتابمحور و دستورالعملهای سختگیرانه.
حسین سلیمی بجستانی، روانشناس، معتقد است مدرسه بستر شکلگیری بلوغ اجتماعی است و آموزش مجازی موجب کاهش «نمره بلوغ» دانشآموزان شده است.
کیومرث فرحبخش، استاد دانشگاه، پیشنهاد میدهد که نباید با قواعد مدرسه سنتی آموزش غیرحضوری را پیش برد و نظام آموزشی باید از رویکرد دستوری فاصله بگیرد.
در نهایت، چالش اصلی در این میان، وابستگی بیش از حد نظام آموزشی به بخشنامهها و نادیده گرفتن منعطف بودن فرآیند یادگیری است. کارشناسان خواهان تعریف چارچوبهای کلی یادگیری هستند که به معلمان اجازه دهد متناسب با شرایط متغیر، خلاقیت و انعطافپذیری را در آموزش به کار گیرند تا چرخ آموزش تحت تأثیر بحرانهای متوالی متوقف نماند.


