انتقادها از «سهمیهها» در کنکور و تحصیلات تکمیلی؛ تضعیف شایستهسالاری
نظام پذیرش دانشجو در آموزش عالی با چالشهایی پیرامون «عدالت آموزشی»، «کیفیت علمی» و «شایستهسالاری» مواجه است، بهویژه با تداوم سهمیهها در مقاطع ارشد و دکتری که مورد انتقاد کارشناسان قرار گرفته است.
بازنگری در سهمیههای کنکور و تحصیلات تکمیلی
در سالهای اخیر، نظام پذیرش دانشجو در آموزش عالی ایران به شدت مورد پرسش قرار گرفته است؛ پرسشهایی که مستقیماً به تعارض میان عدالت آموزشی، کیفیت علمی و شایستهسالاری مربوط میشوند. آنچه در گذشته با هدف حمایت از گروههای خاص و جبران نابرابریها طراحی شده بود، اکنون تبدیل به یکی از مناقشهبرانگیزترین مسائل سیاستگذاری آموزشی شده است، بهخصوص با تداوم امتیازدهیهای ویژه در مقاطع تحصیلات تکمیلی مانند کارشناسی ارشد و دکتری. منتقدان معتقدند این روند، رقابت علمی را تضعیف کرده و اعتماد عمومی را کاهش میدهد، زیرا داوطلبی که با سهمیه وارد شده و آموزش یکسانی دیده، نباید مجدداً از امتیاز ویژه بهرهمند شود. پیامدهای این امر در کاهش استانداردهای علمی و چالش در کیفیت خدمات حرفهای در آینده مشهود خواهد بود.
این نگرانیها منجر به مطالبهای فراگیر برای بازنگری در سازوکارهای پذیرش دانشجو شد، بهطوری که رئیسجمهور (به عنوان رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی) وزارت علوم را موظف به بازنگری سهمیهها برای کنکور ۱۴۰۵ کرد. با این حال، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی اعلام کرده است که هنوز مصوبه نهایی در این خصوص به دست شورا نرسیده و وضعیت بلاتکلیف است. معاون تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت نیز تأکید کرده است که پذیرش دانشجو بر اساس سهمیه در مقاطع بالاتر منطقی نیست و دانشجویان باید تنها یک بار از سهمیه استفاده کنند.
چالشهای علمی و اجتماعی سهمیهها
کارشناسان و دانشگاهیان بر این باورند که استفاده چندباره از سهمیهها، بهویژه در رشتههای حساسی مانند پزشکی، امنیت درمان بیماران را به خطر میاندازد. وحید احمدی، معاون سابق وزیر علوم، اشاره میکند که اختلاف سطح علمی میان دانشجویان منجر به افت کیفیت آموزش در کلاسها، عدم توانایی دانشجویان در همراهی با مباحث فشرده و در نهایت، اجبار اساتید به تعدیل استانداردها میشود. این روند، نه تنها به فرد، بلکه به کل فضای علمی کشور آسیب میزند.
«اعمال سهمیهها، فضای رقابتی آموزش عالی را تضعیف میکند و این موضوع به افت استانداردهای آموزشی و پژوهشی منجر میشود. فضای آموزشی را نمیتوان بهصورت سهامی تقسیم کرد؛ این فضا مبتنی بر ظرفیت علمی، توان پژوهشی و علاقهمندی فرد است.»
علی امرایی از دیدهبان شفافیت و عدالت نیز معتقد است که گسترش سهمیهها به تضعیف عدالت آموزشی و کاهش اعتماد عمومی منجر شده است. وی تأکید میکند که آزمون سراسری تنها سازوکار نسبتاً عادلانه برای سنجش توان علمی است و هرگونه مسیر جایگزین غیرشفاف، راه را برای رانت و نفوذ باز میکند. او هشدار میدهد که قربانی کردن «عدالت آموزشی» به نام «عدالت اجتماعی» امری خطرناک است.
راهکارهای پیشنهادی برای اصلاح
یکی از راهکارهای مطرحشده توسط شاهین آخوندزاده، معاون تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت، این است که داوطلبان بدون سهمیه شرکت کنند و در عوض، برای فرزندان شهدا و ایثارگران، پذیرش مازاد بر ظرفیت و بهصورت بورسیه در نظر گرفته شود تا هم حمایت لازم صورت گیرد و هم احساس تبعیض از بین برود. احمدی نیز پیشنهاد میدهد نهادهای حمایتی مانند بنیاد شهید، دورههای آموزشی تقویتی پیشنیاز را برای این افراد فراهم کنند تا با ارتقای توان علمی، بتوانند با توان برابر در رقابت سالم شرکت کنند.
- تداوم امتیاز ویژه در تحصیلات تکمیلی، منطق شایستهسالاری را نقض میکند.
- وجود سهمیهها در رشتههای حساس مانند پزشکی، کیفیت خدمات درمانی آینده را تهدید میکند.
- بازنگری در سازوکارها برای محدود، شفاف و زمانمند کردن امتیازات حمایتی ضروری است.
- بیاعتمادی اجتماعی ناشی از احساس تبعیض، یک پیامد بلندمدت گسترش سهمیههای غیرعادلانه است.
- راهکارهای جایگزین مانند بورسیههای مازاد بر ظرفیت پیشنهادی برای حفظ عدالت و کیفیت علمی است.
«حفظ عدالت اجتماعی نباید به قیمت نادیده گرفتن شایستگی علمی و به خطر افتادن سلامت جامعه تمام شود و لازم است سیاستهای حمایتی در این حوزه به سمت راهکارهای جایگزین و غیرمداخلهگر در فرایند پذیرش علمی هدایت شود.»
در نهایت، اصلاحات در نظام پذیرش دانشجو باید با نگاه کلان، شفاف و مبتنی بر دادههای واقعی صورت گیرد و از تصمیمات مقطعی و آزمونوخطا پرهیز شود تا آینده علمی کشور تضمین گردد.


