بازخوانی جهان غلامحسین ساعدی در فیلم «زندگی کوچک کوچک»
فیلم «زندگی کوچک کوچک» امیرحسین ثقفی بر اساس داستان کوتاه «بازی تمام شد» از مجموعه «آشفتهحالان بیداربخت» غلامحسین ساعدی ساخته شده است و به مضامین خشونت و انتقام میپردازد.
جهان ساعدی در قاب سینمای معاصر ایران
غلامحسین ساعدی یکی از نویسندگان تأثیرگذار ادبیات معاصر ایران است که آثارش تأثیر عمیقی بر شکلگیری سینمای موج نوی ایران داشته است. تسلط او بر اصول دراماتیک و دغدغههای اجتماعی، آثارش را به آثاری بومی و در عین حال عمیق تبدیل کرده بود. فیلم سینمایی «زندگی کوچک کوچک» به کارگردانی امیرحسین ثقفی، بازآفرینی وفادارانهای از داستان کوتاه «بازی تمام شد» از کتاب «آشفتهحالان بیداربخت» ساعدی است. این داستان به تقابل تلخ میان کودکی تحت ستم و پدری ظالم میپردازد، با محوریت انتقامگیری از طریق مرگی ساختگی.
ثقفی در این اثر، جهان ناکجاآبادی را خلق میکند که ریشه در تلخی، واقعگرایی و نمادپردازیهای اجتماعی ساعدی دارد. او با افزودن لایههایی شاعرانه، جهان داستان را گسترش داده و مرز میان واقعیت و خیال را برای شخصیت اصلی، توماج، کمرنگ میسازد. توماج که رویای رسیدن به «دریا» را در سر دارد، در نمادگرایی فیلم، موجی ناآرام است که در جستجوی رهایی (اتوپیای ذهنی) است. اشیا و روابط در این فیلم کارکرد نمادین دارند؛ مترسکی که جایگزین عاطفی مادر ازدسترفته میشود، و مادربزرگ (بیبی) که تنها پناهگاه امن او است.
نمادهای قدرت و فقدان در ساختار فیلم
تخریب مترسک توسط پدر، ضربهای نمادین به جهان درونی توماج محسوب میشود و مرگ مادربزرگ، آخرین تکیهگاه عاطفی او را از بین میبرد. تصمیم توماج برای «مرگ جعلی» برای انتقام، کنشی اعتراضی در برابر جهانی است که امکان زیستن را از او سلب کرده است. در نگاه ساعدی و بازآفرینی ثقفی، پدر نه تنها یک شخصیت منفی، بلکه نمادی از ساختارهای پدرسالارانه و قدرت مخرب و غیرپاسخگو است که خشونت را ابزار تربیت میداند. این رویکرد، اعتراض کودک را در شکل افراطی و تراژیک خود به نمایش میگذارد، جایی که نبود همدلی منجر به فاجعه میشود.
- ** وفاداری به متن اصلی**: فیلم در فضاسازی و دیالوگها تقریباً وفادار به ساختار داستانی ساعدی در «بازی تمام شد» است.
- ** اتوپیا در ذهن**: دریا استعارهای از رهایی مطلق است که تنها در قلمرو رؤیا و ذهن شخصیت اصلی تحقق مییابد.
- ** مرگ جعلی به مثابه اعتراض**: مرگ ساختگی توماج تلاشی برای بازپسگیری اختیار در جهانی ستمگرانه است.
- ** سرکوب فردی**: فیلم تلخی شکست مقاومت فردی در برابر ساختارهای عظیم ظلم را به تصویر میکشد.
- ** پایانبندی تلخ**: تحقق یافتن مرگ واقعی توماج در چاه، نتیجهٔ سرنوشت از پیش تحمیلشده بر فرد ضعیف است.
«در منطق شاعرانه فیلم، دریا به عنوان استعارهای از رهایی مطلق، تنها در جغرافیای ذهنی توماج قابل دستیابی است.»
«ساعدی در این اثر قصد دلسوزاندن ندارد؛ هدفش برانگیختن و تکان دادن خواننده است.»
در نهایت، «زندگی کوچک کوچک» فراتر از روایت یک داستان، به بررسی ناکامیهای فرد در برابر قدرت عینی میپردازد. در جهانی که ساعدی به تصویر میکشد، اعتراض به گوش نمیرسد و ساختارها بیرحم هستند. پیروزی نهایی در این جهان، نه در واقعیت بلکه در بقای رویا به عنوان آخرین پناهگاه معنا پیدا میکند.


