برنامه آلمان برای کاهش وابستگی نظامی به چین و آمریکا
آلمان در بحبوحه برنامه تسلیحاتی بزرگ خود، در حال بررسی استراتژیهایی برای کاهش اتکا به چین (برای مواد اولیه) و آمریکا (برای فناوریهای نظامی) است.

استراتژی آلمان برای استقلال نظامی و تأمین مواد اولیه
دولت آلمان در حال تدوین برنامههایی محرمانه برای کاهش وابستگی حیاتی صنایع دفاعی و تسلیحاتی خود به دو قطب ژئوپلیتیکی، یعنی چین و ایالات متحده آمریکا است. این ارزیابیها پس از آن آغاز شد که چین در آوریل گذشته صادرات عناصر نادر خاکی حیاتی، که بخش عمدهای از نیاز آلمان را تأمین میکنند، را محدود کرد. این اتفاق به همراه تنشهای اخیر با آمریکا، برلین را به این نتیجه رساند که اتکای بیش از حد به این دو کشور برای امنیت و زنجیره تأمین غیرقابل قبول است.
وابستگی آلمان به چین عمدتاً شامل تأمین ۹۵ درصد مواد اولیه کلیدی مانند باروت و قطعات الکترونیکی است. در مقابل، وابستگی به آمریکا در زمینههایی نظیر تعمیرات جنگندههای اف-۳۵، نرمافزارهای پیشرفته سامانههای پدافندی مانند پاتریوت و فناوریهای نظامی مدرن متمرکز است. این وضعیت، فرمول سنتی آلمان برای تکیه بر امنیت آمریکایی و تأمین مواد اولیه چینی را، به ویژه با توجه به بازگشت احتمالی دولتهایی مانند دولت ترامپ، ناکارآمد ساخته است.
تدابیر دولت آلمان برای کاهش ریسک
دولت آلمان در حال بررسی یک بسته جامع از اقدامات برای متنوعسازی زنجیرههای تأمین است. این تدابیر شامل موارد زیر است:
- ایجاد ذخایر راهبردی مواد خام از طریق اصلاح قوانین تأمین مالی و بدهیهای دولتی.
- راهاندازی «صندوق دولتی مواد خام» یک میلیارد یورویی که به سرمایهگذاری در پروژههای معدنی جایگزین منابع چینی میپردازد.
- اولویتدهی به شرکتهای دفاعی که زنجیرههای تأمین آنها کاملاً اروپایی است، با استفاده از قدرت خرید دولتی.
- الزام تولیدکنندگان عمده تسلیحات به ارائه گزارشهای کامل درباره وابستگی زنجیرههای تامین آنها به کشورهای ثالث.
«کشوری که در زمان تنشهای جهانی امنیت ایجاد میکند، نباید هیچگونه ابهامی نسبت به منشأ و دسترسی به مواد اولیه حیاتی خود داشته باشد.» - لارس کلیبرگ، رئیس انجمن مدیریت زنجیره تأمین آلمان.
کارشناسان معتقدند که صندوق دولتی مواد خام فعلی برای دستیابی به استقلال کامل از چین ناکافی است و احتمال تقویت آن وجود دارد. در نهایت، برلین تغییر زنجیرههای تأمین جهانی را نه یک انتخاب بلکه یک الزام راهبردی برای دوران فروپاشی نظم جهانی سابق میداند و به دنبال تقویت استقلال صنعتی و دفاعی خود در قاره اروپا است.



