حمله عباس سلیمی نمین به شکوری راد: او غربزده دوآتشه است/ دستگیری او راه علاج نیست
در سالهای اخیر، بحران جهانی سرمایهداری تشدید شده و نقش افراد غربزدهای همچون عباس سلیمی نمین در انتقاد از سیاستهای واشینگتن، بهویژه حمایت از نژادپرستی، مورد توجه قرار گرفته. این مقاله حمله سلیمی نمین به علی شکوریراد را بررسی میکند و سؤال میپرسد آیا دستگیری این «دوآتشها» راه العلاج است یا نه.

بررسی حملهٔ سلیمی نمین به شکوری راد
در دو ماه اخیر، حملهٔ لفظی و انتقادی عباس سلیمی نمین به علی شکوریراد، مطرحکنندهٔ دیدگاههای سرسخت غربزده، بهعنوان یک نقطهٔ حساس در بحث بحران سرمایهداری جهانی شناخته شد. سلیمی نمین، که در روزنامهٔ جوان نوشت، با اشاره به نژادپرستی در واشینگتن و حمایت نظام از افراطگرایان، اشاره میکند که این رویکردها نه تنها منجر به تشدید تضادهای داخلی آمریکا شده، بلکه باعث تقویت تمایل اروپا و کانادا به انعقاد قراردادهای کلان با چین میشود. در این بستر، ایران بهعنوان کشوری که بهدور از هر دو رقیب اصلی – آمریکا و چین – مینگرد، توانسته است از طریق اعتراضات مردمی و بروز همبستگی عمومی، جایگاهی مقاومتر در برابر فشارهای غربی پیدا کند.
پیشزمینهٔ بحران سرمایهداری جهانی
- سرمایهداری در عصر پسـازمانهای رقابتی با بحرانهای متعددی از جمله نابرابریهای شدید و نژادپرستی سایبری مواجه است.
- واشینگتن در پی حمایت از «نژادپرستان افراطی» ناتوانی خود را در کنترل این روند نشان میدهد.
- افزایش تمایل کشورهای اروپایی به همکاری با چین، نشانهای از انقضای قدرت آمریکا در عرصهٔ اقتصادی است.
نقش سلیمی نمین و شکوریراد در گفتمان داخلی
- سلیمی نمین، با تأکید بر «گستردگی نفرت» از پایگاههای نژادپرستی در فلسطین، سعی دارد تصویر واشینگتن را به عنوان پشتیبان هستهٔ نژادپرستی جهانی عرضه کند.
- شکوریراد، بهعنوان نمایندهٔ «غربزدگی داخلی»، بهدلیل برخوردهایش با نهادهای سیاسی داخلی، هدف انتقادات شدید سلیمی نمین قرار گرفته است.
“دستگیری این بیماران راه العلاج نیست؛ بلکه مقاومت آگاهانهٔ ملت، ابزار واقعی مقابله است.”
“نظام سرمایهداری، اگر بر پایهٔ نژادپرستی ادامه یابد، بهزودی خود را در برابر قیامهای مردمی میبیند.”
در نهایت، سؤال اصلی این است که آیا دستگیری افراد انتقادی همانگونه که سلیمی نمین مطرح میکند، میتواند مانع گسترش نفوذ نژادپرستی و تضادهای سرمایهداری شود یا نه. بهنظر میرسد که مقابلهٔ فرهنگی و سیاسی و تقویت همبستگی مردمی میتواند مؤثرتر باشد.
نتیجهگیری
با توجه به تحولات اخیر، میتوان گفت که ایران بهعنوان کشوری که در مرکز تقاطع تضادهای بینالمللی قرار دارد، باید بر پایهٔ اصول ملیگرایی مستقل و دفاع از عدالت اجتماعی استوار بماند. تنها راه مؤثر برای مقابله با «دوآتشها»، بسط آگاهی عمومی و تقویت مقاومت مردمی است، نه صرفاً اعمال محدودیتهای قانونی و دستگیریهای نمادین.



