معامله سه سر باخت پرسپولیس: خریدهای خارجی سرخ، جفت پوچ!
ناامیدی هواداران پرسپولیس در انزلی از خریدهای خارجی اخیر، بازتابدهنده ناکارآمدی مکرر تیمهای بزرگ در جذب بازیکنان خارجی است.
ناکارآمدی خریدهای خارجی در فوتبال ریشه دوانده است
قصه ناکامی تیمهای بزرگ ایران، بهویژه استقلال و پرسپولیس، در معاملات بازیکنان خارجی موضوعی تکراری در فوتبال کشور است. هر ساله مبالغ هنگفتی صرف جذب بازیکنان خارجی میشود با این امید که آنها نه تنها در کوتاهمدت به کسب جام کمک کنند، بلکه در درازمدت، دانش و حرفهگری خود را به بازیکنان داخلی منتقل نمایند. اما واقعیت تلخ این است که اغلب بازیکنان خارجی وارداتی، حتی در مقایسه با استعدادهای بومی، سطح پایینتری دارند و این منجر به هدر رفتن بیتالمال، سلب فرصت از جوانان خودی و در نهایت، نارضایتی هواداران میلیونی میشود. این معاملات بهنوعی “معامله تمام باخت” تلقی میشوند که تنها واسطهها با دریافت پورسانتهای دلاری سود میبرند.
عملکرد ضعیف خریدهای زمستانی پرسپولیس، از جمله گرا و سرگیف، که آنها نیز مانند خرید ابتدای فصل، یعنی اوریه، نتیجهای در بر نداشتهاند، کاملاً مشهود است. حتی گلزنیهایی مانند مورد اورونوف در مقابل سپاهان نیز پس از بررسی دقیقتر، نمایانگر عملکردی بسیار معمولی بود. این بازیکنان خارجی پس از عقد قرارداد و اطمینان از دریافت مبالغ بیشتر از حد انتظار، و با درک عدم توجه مدیران به مسائل فنی، اغلب با هدف حفظ آمادگی فیزیکی برای خودشان، دیگر بازی مؤثر ارائه نمیدهند.
تکرار فرسایش عملکرد خارجیها
بسیاری از بازیکنان خارجی خوب در بدو ورود، درخششی مقطعی دارند، اما به سرعت دچار “سندروم سال دوم” میشوند؛ سرنوشتی مشابه ایمون زاید، ابراهیم توره، تیام و بسیاری دیگر. این الگوی تکراری نشان میدهد که نهاد مدیریتی فوتبال ما در فرآیند جذب و نگهداری خارجیها با چالشهای اساسی روبرو است، زیرا اولویتها اغلب بر مسائل فنی سایه افکنده و بر منافع دلاری متمرکز شده است.
- عملکرد ضعیف بازیکنان خارجی اغلب با هیاهوی رسانهای پس از تکنمایشها همراه است.
- خریدهای خارجی در بلندمدت معمولاً از سطح بازیکنان معمولی خودی نیز پایینتر نشان میدهند.
- واسطهها و دلالان، بزرگترین منتفعان مالی این معاملات پرهزینه هستند.
- مدیران باشگاهها در رعایت اصول فنی جذب بازیکنان خارجی فاقد نظارت کافی هستند.
- در تاریخ ۲۵ ساله لیگ برتر، تعداد خریدهای موفق خارجی قابل شمارش و بسیار اندک است.
“در تمام دنیا بازیکن و مربی خارجی باید چند سر و گردن از نیروی بومی بهتر باشد. اما متاسفانه ما کسانی را با ۱۰ برابر قیمت واقعی میآوریم که به مراتب از جوانان خودمان سطح پایینتری دارند.”
“به سرنوشت ایمون زاید، ابراهیم توره، عمادرضا، ماشاریپوف، تیام، جپاروف و بقیه خارجی های خوب این سالها نگاه کنید، اصلا وضعیت همین الان آلوز را ببینید یا صبر کنید و در صورت تمدید، وضع سال بعد آسانی و منیر را تماشا کنید!”
این وضعیت نشان میدهد که در حالی که هزینههای هنگفتی صرف جذب بازیکنان خارجی میشود، نهایتاً فوتبال ایران تشنه کیفیت باقی میماند و این چرخه معیوب نیازمند بازنگری اساسی در فرآیندهای استعدادیابی و نظارت بر قراردادها است تا منابع مالی و فرصتهای ورزشی به شکل بهتری مدیریت شوند.
