میزان درآمد لازم برای ورود به ۱۰ درصد برتر نیویورک
مطالعه جدید MoneyLion با استفاده از دادههای اداره آمار کار نشان میدهد که خانوارهای نیویورکی برای قرار گرفتن در میان ۱۰ درصد برتر درآمد، باید سالانه ۳۵۱,۶۵۰ دلار درآمد داشته باشند.

درآمد لازم برای ۱۰ درصد ثروتمندترین ساکنان نیویورک
بر اساس یافتههای جدیدی که توسط MoneyLion و با استفاده از دادههای اداره آمار کار (Bureau of Labor Statistics) از نظرسنجی جامعه آمریکا در سال ۲۰۲۴ تهیه شده است، درک تفاوتهای درآمدی در ایالات متحده و به ویژه در منطقه سهگانه (نیویورک، نیوجرسی، کنتیکت) اهمیت دارد. این مطالعه نشان میدهد که یک خانوار در ایالت نیویورک برای اینکه جزو ۱۰ درصد پردرآمد باشد، نیازمند درآمد سالانه ۳۵۱,۶۵۰ دلار است. این رقم در مقایسه با میانگین درآمد خانوار در نیویورک که ۸۵,۸۲۰ دلار است، نشان میدهد که این گروه از درآمدی بیش از ۴.۱۰ برابر میانگین برخوردارند.
در مناطق همجوار، شرایط سختتر است. در نیوجرسی، این آستانه به ۳۶۱,۴۴۵ دلار میرسد، در حالی که کنتیکت با نیاز به درآمد سالانه ۳۷۰,۰۰۳ دلار، بالاترین سطح را در کل کشور دارد. این یافتهها نشاندهنده نابرابری اقتصادی قابل توجهی است، جایی که بالاترین سطح درآمد مورد نیاز برای ورود به جمع ۱۰ درصد برتر در کنتیکت، حتی از ایالتهایی مانند کالیفرنیا و ماساچوست نیز بالاتر است.
- درآمد لازم برای ورود به ۱۰ درصد برتر در نیویورک: ۳۵۱,۶۵۰ دلار در سال.
- کنتیکت بالاترین آستانه درآمدی را در کشور با ۳۷۰,۰۰۳ دلار دارد.
- کمترین میزان درآمد لازم در بین ایالتها به وست ویرجینیا با ۲۰۱,۴۰۰ دلار اختصاص دارد.
- زندگی راحت در ایالت نیویورک برای یک خانواده چهار نفره نیازمند درآمدی حدود ۲۷۶,۹۷۳ دلار در سال است.
- این دادهها بر اساس آمار رسمی دولتی و تحلیل شرکتهای مالی خصوصی استخراج شدهاند.
«خانوارهای نیویورکی باید سالانه ۳۵۱,۶۵۰ دلار درآمد داشته باشند تا در میان ۱۰ درصد برتر درآمد ایالت قرار گیرند.»
«کنتیکت، نه تنها منطقه سهگانه بلکه کل کشور را از نظر میزان پولی مورد نیاز برای یک درآمددار برتر، پیشی گرفته است.»
این ارقام اهمیت هزینههای بالای زندگی و تمرکز ثروت در مناطق خاصی از شمال شرق آمریکا را برجسته میکنند. مقایسه این دادهها با میانگین درآمد ملی و سایر مطالعات مربوط به «زندگی راحت» در نیویورک سیتی، تصویر واضحتری از شکاف اقتصادی موجود ارائه میدهد.



