انتقاد از شرایط کسبوکار دستفروشان شهری و نارضایتی رستورانداران
بررسی تفاوتهای مالیاتی و مقرراتی بین رستورانهای ثابت و دستفروشان در لسآنجلس و تأثیر آن بر رقابت ناعادلانه و حمایتهای دولتی از فروشندگان سیار.
مشکلات رقابت بین رستورانها و دستفروشان شهری
موضوع رقابت بین کسبوکارهای رستورانی ثابت و دستفروشان سیار در لسآنجلس، بهویژه پس از برجستهشدن یک فروشنده تاکوی معروف در رویدادهای بزرگ، به یک چالش جدی تبدیل شده است. در حالی که موفقیتهایی مانند «ویلاز تاکوز» الهامبخش هستند، تعداد کمی از کسبوکارهای سیار موفق به تبدیل شدن به فروشگاههای دائمی میشوند، و اغلب دولت محلی این انتقال را دشوارتر میکند. یکی از مباحث اصلی، ارائه تجهیزات “رایگان” توسط شهرستان لسآنجلس به دستفروشان است که هزینه آن از طریق مالیات مشاغل از جمله رستورانهای ثابت تأمین میشود، در حالی که این رستورانها با رگولاتوریها و مالیات سنگین سر و کار دارند.
مسئله اصلی در اینجا رقابت بین رستورانهای تحت فشار مالیاتی و فروشندگان چابکی است که میتوانند از مقررات فرار کنند. رستورانها در کالیفرنیا مجبور به پرداخت مالیاتهای ایالتی، شامل مالیات بر درآمد، فروش، بیمه بیکاری و معلولیت هستند، علاوه بر مالیاتهای فدرال و کسورات تأمین اجتماعی و مدیکر. تفاوت فاحشی در زمینههای مالیاتی وجود دارد؛ برای مثال، رستورانها باید بر روی انعامهای اجباری که به سرورها پرداخت میکنند، مالیات بدهند، امری که برای دستفروشان معنا ندارد.
بار سنگین مالیاتها و مقررات بر رستورانها
رستورانهای ثابت در لسآنجلس علاوه بر مالیات بر فروش ایالتی و محلی (۹.۷۵٪)، مالیات کسبوکار شهری، مالیات بهره مالکیت بر فضاهای دولتی، بیمه مسئولیت، مالیات اشغال و حتی مالیات بر دارایی غیرتأمینشده برای تجهیزات خود را میپردازند. آنها همچنین باید هزینههای مربوط به پروانههای بهداشتی، آتشنشانی و مجوز سرو نوشیدنیهای الکلی را تأمین کنند.
در مقابل، دستفروشان اغلب هزینههای اجاره، مالیات بر تأسیسات، آب گرم، یا سرویس بهداشتی ندارند. اکنون با دریافت رایگان تجهیزات از شهرستان، این نابرابری تشدید میشود. همچنین، دستفروشان به ندرت کارمندان رسمی دارند یا حقوق آنها را به صورت غیررسمی پرداخت میکنند، در نتیجه از پرداخت بیمه بیکاری یا بیمه کارگران معاف هستند، در حالی که رستورانها ملزم به پرداخت بالاترین حداقل دستمزدها و دستمزدهای معیشتی در برخی فضاها هستند. این کسبوکارهای ثابت همچنین با قوانین سختگیرانه کسبوکار و دعاوی قضایی پرهزینه دست و پنجه نرم میکنند.
“مشکل این نیست که رستورانهای بزرگ در مقابل فروشندگان کوچک قرار دارند. بلکه رستورانهای در حال مبارزه با مالیاتها و هزینههای دولتی در یک سو، و فروشندگان چابکی که میتوانند آن مقررات را دور بزنند، در سوی دیگر قرار دارند.”
این وضعیت در شرایط پس از کووید-۱۹ که رستورانها با محدودیتهای شدید و هزینههای بالای شرکتهای تحویل غذا (۲۰-۳۰٪ کارمزد) مواجه بودند، وخیمتر شده است. در حالی که دستفروشان به راحتی جابهجا میشوند، رستورانهای دائمی با اجارههای نجومی و کاهش کسبوکار در مکانهای جدید دست و پنجه نرم میکنند.
پیامدهای بلندمدت سیاستهای شهری
بر اساس تجربیات قدیمیترها، هزینه راهاندازی یک رستوران مدرن در لسآنجلس به نیم میلیون دلار رسیده است. نویسنده استدلال میکند که سیاستهای ایالتی و شهرستانی حتی به دستفروشان مهاجر نیز کمکی نمیکند، بلکه آنها را در عملیاتهای کوچک با حاشیه سود پایین گرفتار میکند و مانع از ایجاد ثروت نسلی میشود. این سیاستها نه تنها ناعادلانه هستند، بلکه فرهنگ رستورانداری لوسآنجلس را نیز در معرض نابودی قرار میدهند.


