مالیات دهندگان نباید برنامه پشتیبان شهرستان لس آنجلس باشند
انتقاد از پیشنهاد افزایش نیم درصد مالیات بر فروش در شهرستان لس آنجلس، زیرا این اقدام فشار بیشتری بر خانوادههای کارگر و سالمندان وارد میکند.
انتقاد از افزایش مالیات بر فروش شهرستان لس آنجلس
مقاله فوق به بررسی تصمیم هیئت سرپرستان شهرستان لس آنجلس برای قرار دادن افزایش نیم درصدی مالیات بر فروش در رأیگیری ماه ژوئن میپردازد و موضع مخالف «کاترین بارگر»، سرپرست منطقه ۵، را توضیح میدهد. استدلال اصلی این است که در شرایطی که شهروندان شهرستان لس آنجلس از قبل تحت فشار اقتصادی ناشی از تورم در هزینههای مواد غذایی، سوخت، خدمات و بیمه هستند و هزینههای مسکن در بالاترین سطوح ملی قرار دارد، نباید بار مالی کسریهای بودجه دولتی بر دوش مالیاتدهندگان سنگینی کند. این اقدام به منزله رسیدن به کیف پول مالیاتدهندگان در هنگام فشار مالی دولت تلقی میشود.
شهرستان لس آنجلس در حال حاضر بالاترین نرخ مالیات بر فروش را در میان مناطق کلانشهری بزرگ کشور دارد. در برخی شهرها، این نرخ به ۱۰.۲۵ درصد و در مناطقی مانند لنکستر و پامدیل به ۱۱.۲۵ درصد رسیده است. پیشنهاد جدید این نرخها را باز هم افزایش خواهد داد. اگرچه نیازهای مربوط به تأمین مالی مراقبتهای بهداشتی جدی است، اما افزایش مالیات نباید اولین پاسخ دولت باشد، زیرا این افزایش به شدت بر خانوادههای کارگر و سالمندان با درآمد ثابت تأثیر میگذارد.
پیامدهای اقتصادی افزایش مالیات
افزایش مالیات بر فروش تفاوتی بین افراد کمدرآمد و ثروتمند قائل نمیشود و برای بسیاری از خانوادهها دیگر حاشیه امنی برای جذب افزایش جدید باقی نمانده است. از منظر اقتصادی، افزایش بیشتر مالیات ممکن است رقابتپذیری شهرستان لس آنجلس را کاهش دهد و جذابیت آن را برای کسبوکارها و مصرفکنندگان کم کند، که نتیجه آن میتواند کاهش مشاغل و فعالیتهای اقتصادی باشد. مسئولیتپذیری مالی حکم میکند که دولت قبل از درخواست پول بیشتر از مالیاتدهندگان، تمام گزینههای دیگر را بررسی کرده و اولویتهای خود را تعیین کند.
«مسئولیتپذیری مالی به معنای تعیین اولویتها و به کارگیری هر گزینه دیگری قبل از درخواست پول بیشتر از مالیاتدهندگان است.»
جنبه ساختاری و شفافیت مالی
یکی دیگر از نگرانیهای اساسی، ساختار خود این پیشنهاد است. اگر قرار است مالیاتی افزایش یابد، باید یک «مالیات ویژه» با هدف مشخص، محدودیتهای اجرایی مشخص و نظارت معنادار باشد. اما این پیشنهاد یک «مالیات عمومی» است که به دولت اجازه میدهد درآمد آن را برای نیازهای مختلف شهرستان استفاده کند، نه لزوماً فقط مراقبتهای بهداشتی که در بحثهای عمومی ذکر شده است. مالیات عمومی با رأی اکثریت ساده تصویب میشود، در حالی که مالیات ویژه به دو سوم آرا نیاز دارد. نویسنده معتقد است که مالیاتدهندگان شایسته شفافیت، تعیین دقیق اهداف و پاسخگویی هستند.
«رأی من بر اساس یک اصل ساده بود: دولت در صورت امکان باید در چارچوب منابع خود زندگی کند، و هنگامی که درخواست بیشتری میکند، باید یک مورد واضح و پاسخگو به مردمی که صورتحساب را پرداخت میکنند، ارائه دهد.»
در نهایت، نویسنده تأکید میکند که مالیاتدهندگان محلی نباید به طور خودکار به عنوان شبکه ایمنی مالی برای شکافهای تأمین مالی که در جای دیگری ایجاد شدهاند، عمل کنند. حکومت خوب مستلزم نظارت دقیق بر دلارهای سخت به دست آمده عمومی و اطمینان از این است که دولت با انضباط و خردمندی هزینه میکند.




