انتقادات از سیاست شهردار مامدانی در قبال بیخانمانها در سرمای شدید
خوانندگان نیویورک پست به نقد عملکرد شهردار مامدانی در مدیریت طوفان برفی اخیر و سرمای شدید در شهر نیویورک میپردازند.
نقد تند خوانندگان به سیاستهای شهردار نیویورک در قبال بیخانمانها
مجموعهای از نامههای ارسالی به سردبیر روزنامه نیویورک پست، انتقادات شدیدی را نسبت به عملکرد شهردار زُهران مامدانی در مواجهه با بحران سرمای شدید و مرگ ۱۸ نفر از بیخانمانها ترسیم میکند. نویسندگان ابراز تأسف و خشم عمیق خود را از سیاستی بیان کردهاند که ظاهراً به افراد اجازه میدهد در سرما بمانند و جان خود را از دست بدهند، در حالی که هشدار داده میشود که این افراد به دلیل شرایطشان در معرض خطر مرگ قرار دارند. برخی از منتقدان معتقدند که تظاهر شهردار به اهمیت دادن به بیخانمانها با عدم دستور برای جمعآوری اردوگاههای خیابانی و عدم اقدام قاطع برای انتقال آنها به پناهگاهها در تضاد است. این موضوع به ویژه هنگامی که ۱۸ نفر در اثر سرما جان باختهاند، غیرقابل قبول تلقی شده است و این سیاستها را به عنوان یک شکست اخلاقی و مدیریتی کوبنده مورد انتقاد قرار دادهاند.
واکنشها به عدم مداخله در شرایط اضطراری
یکی از نکات کلیدی مطرح شده در نامهها، زیر سوال بردن این موضوع است که چرا پلیس و خدمات اورژانس از اجرای دستوراتی که منجر به ماندن افراد در خطرات جانی ناشی از سرما میشود، تبعیت میکنند. برخی خوانندگان، اقدام شهردار را نوعی تأیید ضمنی برای “خودکشی با کمک مالی” یا حداقل بیتفاوتی غیرقابل بخشش تعبیر کردهاند. نگرانیها همچنین بر این نکته متمرکز است که این رویکرد با “نگرش حفظ جان” که دولتها باید در پیش بگیرند، مغایرت دارد. این رفتار توسط برخی به عنوان ناتوانی در تصمیمگیریهای مهم تلقی شده است، زیرا خطر جدی مرگ در میان است.
مقایسههای سیاسی و تناقضات ادعایی
برخی از نویسندگان، این وضعیت را با انگیزههای سیاسی دکتر مامدانی پیوند داده و اظهار داشتهاند که وی بیشتر به مسائل منطقهای مانند غزه اهمیت میدهد تا بحران داخلی شهر نیویورک، از جمله وضعیت بد بهداشت. همچنین، تناقض در نحوه اعتراضات سیاسی نیز برجسته شده است؛ منتقدین اشاره کردهاند که فعالان چپ در مورد مسائل دیگر تظاهرات میکنند اما در قبال مرگ بیخانمانها در خیابانهای نیویورک سکوت کردهاند. برخی دیگر از خوانندگان نیز از این گله کردهاند که رسانهها بهطور مداوم بر مشکلات مربوط به نظافت خیابانها پس از طوفان و هرج و مرجهای دیگر تمرکز میکنند، در حالی که تراژدی مرگ و میر بیخانمانها نادیده گرفته میشود.
“سیاست شهردار در قبال بیخانمانها که اجازه میدهد افراد ‘انتخاب کنند’ بیرون بمانند، خیلی دور از سیاستهایی مانند کانادا در مورد کمک به خودکشی نیست.”
“ناتوانی در حفاظت از کسی که در معرض خطر واضح برای خود است، وقتی رفتار او به وضوح منجر به مرگش خواهد شد، از نظر من نوعی قتل است.”
این نامهها نشاندهنده نارضایتی گسترده جامعه از مدیریت بحران بیخانمانها توسط شهردار مامدانی در طول یک دوره سرمای شدید است، و این قضیه را از یک مسئله لجستیکی به یک مسئله اخلاقی و رهبری تبدیل کرده است.



