معمای الیزابت شورت «پیونی سیاه» پس از ۷۹ سال: چرا آمریکا نمیتواند رها کند؟
بررسی دلایل تداوم شیفتگی به قتل حلنشده الیزابت شورت، معروف به «پیونی سیاه»، با انتشار دو کتاب جدید که ادعای افشای حقایق شگفتانگیزی درباره وی دارند.
رمزگشایی از معمای ۷۹ ساله «پیونی سیاه»
قتل الیزابت شورت (معروف به «پیونی سیاه») که در ژانویه ۱۹۴۷ در لس آنجلس رخ داد، همچنان یکی از ماندگارترین و مرموزترین پروندههای جنایی آمریکا باقی مانده است. کشف جسد مثلهشده و خونگیری شده این زن ۲۲ ساله، تحقیقات بیسابقهای را در اداره پلیس لس آنجلس (LAPD) به راه انداخت که تاکنون بینتیجه مانده است. شگفتی این ماجرا نه تنها به دلیل وحشتناک بودن جنایت، بلکه به دلیل افسانهای است که رسانهها حول آن ساختند.
رسانهها بلافاصله پس از کشف جسد، نام «پیونی سیاه» را به او دادند که اشارهای بود به فیلم «دליה آبی» (The Blue Dahlia) محصول ۱۹۴۶ و علاقه مقتول به لباسهای تیره. روایت غالب، مقتول را یک زن با سبک زندگی سادویانه جلوه میداد که قربانی انتخابهای اشتباه خود شد؛ اما تحقیقات جدید این تصویر را به چالش میکشند. مورخان و محققان جدید، مانند ویلیام جی. من، تلاش کردهاند تا شأن و منزلت الیزابت شورت را احیا کنند. من کشف کرده است که شورت «باهوش، نسبتاً محتاط، کنجکاو، مهربان و تابآور» بود و نه یک فاحشه یا معشوقه گنگستر، بلکه دختری معمولی بود که به دنبال ارتباط مجدد با پدرش و هوای خوب لس آنجلس آمده بود.
یافتههای جدید درباره صحنه جرم و انگیزه
یکی از روایتهای مهمی که توسط الی فرانکل و با شهادت شاهد عینی کشف جسد، یعنی بتسی برسینگر (در سن ۱۰۱ سالگی)، آشکار شد، مربوط به نحوه قرارگیری جسد بود. برخلاف تصاویر نمادین که نشان میدهد جسد نزدیک پیادهرو و در معرض دید قرار داده شده، برسینگر فاش کرد که جسد در فاصله دوازده فوتی در علفهای بلند و رو به پایین بوده است. روانشناس قانونی دکتر جونی جانستون معتقد است این تغییر در محل اولیه جسد، تمام فرضیههای مرتبط با پروفایل قاتل را که بر اساس «خودنمایی» بنا شده بود، زیر سؤال میبرد. جانستون اظهار میدارد که رفتارهای خشن روی صورت و مناطق تناسلی، بیشتر نشاندهنده «ارتباط شخصی» قاتل با مقتول است تا یک نمایش عمومی.
- انتشار کتابهای جدید نشاندهنده تداوم علاقه عمومی به این پرونده است.
- تحقیقات جدید بر بازسازی شخصیت واقعی الیزابت شورت متمرکز شده است.
- افسانه «پیونی سیاه» باعث شد که قربانی مسئول قتل خود شناخته شود.
- تکنولوژیهای مدرن مانند توالییابی DNA میتوانند مسیر پروندههای سرد را تغییر دهند، اما در این مورد، زمان و تخریب نمونهها چالشبرانگیز است.
- دلیل ماندگاری این جذابیت تا حد زیادی به روانشناسی انسان و نیاز به حل معماهای حلنشده مرتبط است.
ویلیام جی. من در مورد شخصیت واقعی شورت اظهار داشت: «او کارگر جنسی نبود، معشوقه گنگستر نبود، و بازیگری بلندپرواز نبود. زندگی او عادی و غیرقابل توجه بود. با این حال، زندگی او هنوز مهمتر از مرگ اوست.»
دکتر جانستون این پرونده را «آزمایش رورشاخ» میداند: «با دادههای اولیه آلوده، میتوان یک پرونده قانع کننده به تقریباً هر سمتی ساخت.»
در نهایت، این پرونده همچنان به عنوان استعارهای از شکستهای سیستمی در اجرای عدالت باقی مانده است. پرونده «پیونی سیاه» تصویری از دختری جوان را به نمایش میگذارد که به اسطوره تبدیل شد و این پرسش را مطرح میکند که چرا جامعه پس از گذشت این همه سال، همچنان از رها کردن افسانه آن عاجز است، در حالی که میتوانست بر حقایق تمرکز کند.
