نظریه آدمربایی نانسی گاتری منطقی نیست؛ کارشناس جرم: سوانا و خانوادهاش آماده بدترینها باشند
پاول سیولینو، کارآگاه قتل با ۲۵ سال سابقه، معتقد است عناصر اصلی یک آدمربایی واقعی در پرونده نانسی گاتری وجود ندارد و شواهدی مانند مذاکره یا شواهد پزشکی قانونی مفقودند.

تحلیل نظریه آدمربایی پرونده نانسی گاتری
کارآگاه حرفهای قتل، پاول سیولینو، که سابقه همکاری با برنامههایی چون ۴۸ Hours و CBS News را دارد، بر این باور است که نظریه آدمربایی در مورد پرونده نانسی گاتری فاقد اجزای اصلی یک ربایش واقعی است. سیولینو با تکیه بر بیش از ۲۵ سال تجربه خود در نقش کارشناس در شبکههای بزرگ آمریکایی و کانادایی، نکات کلیدی را برجسته میکند که این مورد را از یک آدمربایی استاندارد متمایز میسازد. او تأکید میکند که فقدان شواهدی مانند مذاکرات با خانواده، شواهد پزشکی قانونی قابل استناد، و نشانههایی از برنامهریزی دقیق، همگی پرچمهای قرمز بزرگی هستند که صحت داستان آدمربایی را زیر سؤال میبرند.
این کارشناس معتقد است که در یک سناریوی ربایش واقعی، مجرمان معمولاً برای آزادی گروگانها درخواستهای مشخصی مطرح میکنند و تلاش میکنند مدارکی از زنده بودن فرد ربوده شده ارائه دهند تا بر روند مذاکرات تأثیر بگذارند. در غیاب این نشانهها، فرضیههای دیگر باید مورد بررسی جدیتری قرار گیرند.
دلایل عدم انطباق با سناریوی آدمربایی
- فقدان مذاکرات: معمولاً در پروندههای ربایش، تماسهایی جهت باجگیری یا اعمال فشار برقرار میشود که در این مورد مشاهده نشده است.
- عدم وجود شواهد پزشکی قانونی: فقدان سرنخهای فیزیکی یا بقایای مرتبط با یک درگیری یا انتقال اجباری، جای تردید باقی میگذارد.
- نشانههای برنامهریزی ضعیف: یک آدمربایی موفق نیازمند سطح بالایی از سازماندهی است که در این پرونده به نظر نمیرسد.
کارشناس بیان میکند: «عناصر کلیدی یک آدمربایی واقعی در پرونده نانسی گاتری وجود ندارد.»
سیولینو با وجود عدم قطعیت، هشدار میدهد که با توجه به این نبود شواهد، خانواده سوانا و نانسی باید برای سناریوهای بسیار بدتر، از جمله بدترین حدسها در مورد سرنوشت فرد گمشده، آماده باشند؛ زیرا سکوت یا عدم موفقیت در برقراری ارتباط اغلب نشاندهنده اتفاقی بسیار وخیمتر از یک ربایش با هدف باجگیری است.
نتیجهگیری
تحلیل کارشناسان جرم میتواند دیدگاه متفاوتی نسبت به روایتهای اولیه پروندههای گمشدگان ارائه دهد. در پرونده گاتری، فقدان شواهد معمول برای یک آدمربایی باعث شده تا متخصصان، صحت آن فرضیه را رد کرده و خانوادهها را به سمت پذیرش واقعیتهای سختتر سوق دهند.
