تحلیل اقتباس «قایقسواری در تهران» از شعر محمد سپانلو
فیلم «قایقسواری در تهران» نمایش داده شده در جشنواره فجر، اقتباسی از شعر معروف محمد سپانلو با همین عنوان است که به دنیای تصویر منتقل شده است.

اقتباس سینمایی از ادبیات کلاسیک معاصر
فیلم سینمایی «قایقسواری در تهران» که در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمده، صرفاً یک اثر جدید در جهان سینما نیست، بلکه تلاشی هنری برای برگردان یکی از اشعار ماندگار محمد سپانلو به زبان تصویر است. این اثر، پلی است میان دنیای شعر و سینما، جایی که واژگان شاعرانه به قابهای سینمایی تبدیل میشوند. شعر اصلی سپانلو، خود نمادی از تهران و حس نوستالژی نسبت به این شهر است و حالا کارگردان تلاش کرده تا فضای آن شعر را به مخاطب امروزی منتقل کند.
ارتباط تنگاتنگ میان ادبیات و سینما در تاریخ هنر همواره وجود داشته است، اما اقتباس مستقیم از شعرهای معاصر، به ویژه سرودههایی با بار معنایی سنگین مانند کارهای سپانلو، چالشی بزرگ محسوب میشود. این فیلم به عنوان یک «قایق» از رودخانهی واژگان شاعرانه به دریای تصویر حرکت کرده است.
چالشهای انتقال حس شاعرانه به تصویر
انتقال مفاهیمی چون حس درونی، آرایههای ادبی پیچیده و لحن منحصر به فرد یک شاعر به زبان جهانی سینما نیازمند ظرافتهای فراوانی است. مخاطب ادبی انتظار دارد که روح اثر اصلی حفظ شود، در حالی که فرم بصری باید برای مخاطب عام سینما جذاب باشد. این توازن، سنگ بنای موفقیت چنین اقتباسهایی است.
- بررسی تطبیقی ساختار روایی فیلم با ساختار شعری سپانلو.
- تأثیر فضای بصری فیلم بر بازنمایی حس نوستالژی تهرانی شعر.
- اهمیت انتخاب بازیگران و مدیریت حس در القای درونمایه شعر.
- بازخورد اولیه منتقدان درباره وفاداری اثر به روح اصلی شعر.
«فیلم «قایقسواری در تهران» در واقع یک قایق است که از رودخانه شعری از «محمد سپانلو» با همین نام به دریای تصویر میآید.»
این رویکرد خلاقانه در سینمای ایران نشاندهنده تمایل هنرمندان به بهرهگیری از منابع غنی ادبیات فارسی برای خلق آثار جدید است. موفقیت یا عدم موفقیت این تلاش، میتواند راهگشای اقتباسهای آینده از شعر معاصر باشد و ارزش هنری شعر سپانلو را در مدیومی جدید به نمایش بگذارد.


