مذهب برای چارچوبدهی به غریزه آمده است
کارگردان فیلم «خواب» بیان میکند که مذهب برای حذف غریزه نیست، بلکه برای چارچوبدهی به آن آمده است و خوبی یا بدی غریزه به انسان مذهبی و غیرمذهبی یکسان اعمال میشود.

مذهب، غریزه و چارچوبدهی انسانی
گفتوگو با هنرمندان سینما مانند مهدی شامحمدی و روحالله سهرابی همواره دریچهای به سوی درک دیدگاههای عمیقتر در باب مفاهیم بنیادین زندگی و جامعه میگشاید. یکی از نکات کلیدی که در اظهارات مطرح شده توسط کارگردان فیلم سینمایی «خواب»، مهدی شامحمدی، برجسته میشود، نگاه به غریزه در بستر باورهای مذهبی است. این دیدگاه بر این محور استوار است که مذهب نه برای سرکوب و حذف کامل غرایز انسانی، بلکه برای ایجاد یک چارچوب اخلاقی و اجتماعی برای مدیریت این غرایز بنیادین طراحی شده است. این موضع نشان میدهد که غرایز به خودی خود نه ذاتاً خوب هستند و نه ذاتاً بد؛ بلکه ارزش آنها در نحوه بروز و شکلگیری رفتار فردی و اجتماعی تعریف میشود.
“اگر غریزه برای انسان بد است، برای منِ غیرمذهبی هم بد است؛ اگر خوب است، برای انسان مذهبی هم خوب است.”
این سخن بیانگر یک اصل جهانشمول است که ریشههای اخلاقی و انسانی دارد. چارچوببندی مذهبی، بستری فراهم میآورد که در آن، انرژی سرشار غرایز میتواند در مسیرهای سازنده و مفید هدایت شود، نه اینکه صرفاً سرکوب گردد؛ زیرا سرکوب کامل اغلب منجر به پیامدهای ناخواسته میگردد. به جای حذف، هدایت و تنظیم نقش محوری را بازی میکند.
تفاوت رویکرد مذهبی و غیرمذهبی به غریزه
نگاه سنتی برخی مکاتب به غریزه، اغلب بر محدود کردن آن تأکید دارد، در حالی که این دیدگاه جدیدتر، بر این اصرار دارد که طبیعت انسان شامل غرایز است و کارکرد مذهب باید در راستای فهم و مدیریت این طبیعت باشد. این رویکرد بازتر، میتواند زمینه را برای گفتگوهای فرهنگی و اجتماعی عمیقتر فراهم آورد.
- غریزه یک نیروی بنیادین در هستی انسان است.
- مذهب وظیفه حذف غریزه را ندارد، بلکه چارچوببندی آن را بر عهده دارد.
- نیک و بد بودن غریزه یک قضاوت نسبی برحسب چارچوب ارزیابی است.
- مدیریت غرایز برای سلامت فردی و اجتماعی اهمیت حیاتی دارد.
- بحث پیرامون این مفاهیم، نیازمند درک متقابل دیدگاههای مذهبی و سکولار است.
“مذهب قرار نیست غریزه را حذف کند، قرار است به آن چارچوب بدهد.”
این تفکر نشاندهنده بلوغی در مواجهه با مباحث دینی و اخلاقی است که بر جایگاه غریزه در ساختار روان انسان تأکید کرده و نقش دینداری را در تنظیم و متعادلسازی این نیروها تعریف میکند. این دیدگاه، میتواند در سینما نیز به تولید آثار پیچیدهتر و واقعبینانهتر کمک کند که با مسائل انسانی با عمق بیشتری برخورد نمایند.


