نخستین نشانههای فرسودگی شغلی در میان کارکنانی که بیشترین پذیرای هوش مصنوعی هستند
کارمندان به دلیل توانایی بیشتر برای انجام کارها، شروع به کار کردن در زمانهای استراحت و عصرها کردند. فهرست کارهای آنها برای پر کردن هر ساعتی که هوش مصنوعی آزاد میکرد، گسترش یافت و ادامه پیدا کرد.

پیامدهای پذیرش هوش مصنوعی در محیط کار
روایت جذاب این روزها در فرهنگ کاری آمریکا این نیست که هوش مصنوعی شغل شما را خواهد گرفت، بلکه این باور است که هوش مصنوعی شما را از کار نجات خواهد داد. صنعت تکنولوژی سالهاست این نسخه را به میلیونها نفر فروخته است که هوش مصنوعی به عنوان یک نیروی چند برابر کننده عمل میکند و افراد را در نقشهایی مانند وکیل، مشاور، نویسنده یا برنامهنویس تواناتر و ضروریتر میسازد، جایی که ابزارها به نفع کارمند کار میکنند و کار کمتری انجام میشود.
با این حال، یک پژوهش جدید منتشر شده در مجله هاروارد بیزینس ریویو (Harvard Business Review) به نتایج واقعی این فرضیه پرداخته و نشان میدهد که به جای انقلاب بهرهوری، شرکتها در معرض خطر تبدیل شدن به «ماشینهای فرسودگی شغلی» هستند. محققان دانشگاه برکلی طی هشت ماه رفتار کارکنان یک شرکت فناوری ۲۰۰ نفره را که به طور جدی از هوش مصنوعی استقبال کرده بودند، بررسی کردند. نکته نگرانکننده این بود که با وجود اینکه افراد تحت فشار رسمی نبودند، صرفاً به این دلیل که ابزارها امکان کارهای بیشتری را فراهم کردند، شروع به انجام وظایف بیشتری کردند. این امر منجر به نفوذ کار به ساعات ناهار و اواخر شب شد و فهرست کارهای آنها به جای کاهش، گسترش یافت.
- کارمندان احساس میکنند که به جای کاهش ساعات کاری، همان میزان یا حتی بیشتر کار میکنند.
- انتظارات مدیریتی با پذیرش هوش مصنوعی به سرعت افزایش یافته است.
- یک مهندس گزارش داد که با وجود استفاده از هوش مصنوعی، استرس و ساعات کاری افزایش یافته است.
- بررسیها نشان میدهد که افزایش بهرهوری واقعی در زمان کار با هوش مصنوعی (تنها حدود ۳٪ صرفهجویی در زمان) ناچیز بوده است.
- نتایج کلی حاکی از خستگی، فرسودگی شغلی و دشوارتر شدن ترک کار است.
به گفته یک مهندس در این تحقیق: «فکر میکردی شاید چون با هوش مصنوعی بهرهوری بیشتری داری، مقداری وقت ذخیره کنی و کمتر کار کنی. اما در واقعیت، کمتر کار نمیکنی. فقط همان میزان یا حتی بیشتر کار میکنی.»
یکی از کاربران در تالار گفتگوی هکر نیوز (Hacker News) اظهار داشت: «احساس میکنم از وقتی تیم ما به سمت رویکرد «هوش مصنوعی برای همه چیز» رفته، انتظارات سه برابر شده، استرس سه برابر شده و بهرهوری واقعی تنها شاید ۱۰ درصد افزایش یافته است.»
صنعت بر این فرض شرط بست که کمک به افراد برای انجام کارهای بیشتر، پاسخگوی همه مشکلات خواهد بود. اما به نظر میرسد این رویکرد میتواند آغازگر یک مشکل کاملاً جدید در زمینه سلامت روان و تعادل کار و زندگی باشد، جایی که سود حاصل از افزایش کارایی، صرفاً صرف افزایش حجم کار میشود.



