خاطرات کودکی جادویی در کلمبیا: عکسهایی از وندی والد
رمان “چشمهای جادویی” وندی والد شامل عکسهایی از کودکانی است که او در روستایی نزدیک بوگوتا به آنها هنر عکاسی آموخت و تصاویری خیرهکننده خلق کردند.
جادوی کودکی و هنر عکاسی در کلمبیا
داستان کتاب “چشمهای جادویی” (Magic Eyes) وندی والد، بازتابی واقعی از جادو، خشونت، و قدرت دیدن در یک روستای کلمبیا است. این کتاب که با داستانهای آلیشیا واسکز و خانوادهاش شکل گرفته، شرح حالی زنده از عشق، انتقام، بقا و مسئولیت را ارائه میدهد. هسته اصلی این اثر، عکسهای چشمگیر وندی والد و کودکانی است که او بین سالهای ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۴ در روستای کلمبیا، بهویژه در شهر راکویرا (Ráquira)، به آنها آموزش عکاسی میداد. والد در این دوره زمانی که بسیاری از کودکان «به ندرت تلویزیون دیده بودند»، به آنها اصول قاببندی و ثبت جهان پیرامونشان را یاد داد.
والد در دههی ۱۹۸۰ میلادی در راکویرا، روستایی سرشار از سفالگران در دره خشک و سرد آندس، مستقر شد. او به دانشآموزان کلاس پنجمش که اغلب باید از سپیدهدم کار کشاورزی میکردند، دوربینهای دو و یکچهارم و Kodak Instamatic قرض میداد. این کودکان، که تجربهای از “قاببندی” نداشتند، ابتدا تصاویر عجیبی ثبت میکردند؛ مثلاً زانوها یا پاهای افراد. برای حل این مشکل، والد از آنها خواست تا تکهای کاغذ سوراخدار جلوی لنز بگیرند و از درون آن نگاه کنند تا مفهوم قابگیری را درک کنند.
همکاری و خلق تاریخ شخصی
این پروژه یک همکاری چندوجهی بود. کودکان فیلمهای عکاسی شدهی خود را به مدرسه میآوردند تا در تاریکخانهای که والد در یک خانه استعماری ساخته بود، ظهور و چاپ کنند. والد اشاره میکند که کودکان در طول ماهها حتی یک رول فیلم را خراب نکردند، که نشاندهنده دقت طبیعی آموخته شده از سالها سفالگری بود. تصاویر ثبت شده، شهادتی از گذران زندگی کودکی، هم جهانشمول و هم یگانه، ارائه میدهند و تاریخ اجتماعی و شخصی بوگوتا و مناطق روستایی کلمبیا را منعکس میکنند.
- ترکیب هنری: رمان “چشمهای جادویی” شامل نوشتههای آلیشیا واسکز و ماریای واسکز است که با عکسهای والد و هنرجویانش در هم تنیده شدهاند.
- یادگیری فنی: کودکان اصول عکاسی، ظهور و چاپ عکسهای خود را آموختند و تکالیفی در مورد ثبت خود، خانواده، حیوانات و فانتزیهایشان دریافت کردند.
- محیط زندگی: بسیاری از شاگردان والد در کوهستانهایی زندگی میکردند که به دلیل نبود پنجره در خانههایشان، مفهوم دیدن از طریق قابهای مشخص برایشان غریبه بود.
- شاهدان واقعیت: عکسها لحظاتی از زندگی روزمره را نشان میدهند، از جمله مراسم عشای ربانی اول و خانههای موقتی با سقفهای آسفالتی.
- بازگشت به گذشته: وندی والد در سال ۲۰۲۵ دوباره به کلمبیا سفر کرد تا برخی از سوژههای عکسهایش، از جمله لوز مارینا باوتیستا، را که اکنون در دهه پنجاه زندگیاش یک دونده قهرمان است، ببیند.
“این [کتاب] تلاقی صداهاست. کودکان راکویرا تاریخ خودشان را به من آموختند.”
یکی از دانشآموزان با چسب آدامس گوشههای لباس غسل تعمید خود را به دیوار چسبانده بود که نشاندهندهی خلاقیت و کمبود امکانات در آن زمان بود.
این مجموعه عکس از والد و کودکان کلمبیایی نه تنها یک پروژه هنری، بلکه یک ثبت تاریخی قدرتمند از قدرت داستانسرایی، مواجهه با سختیها، و توانایی انسان برای دیدن و ثبت زیباییها و ناملایمات زندگی است، حتی در مناطقی که دسترسی به تکنولوژیهای نوین محدود بوده است.


