مرور کتاب “مردگان خونریزی نمیکنند” نوشته نیل رولینسون: داستان خانواده و عشق ممنوع
دو برادر تلاش میکنند از گذشته گانگستری پدرشان فرار کنند در رمانی پرتنش و لطیف که بین نورثامبرلند دوران تاچر و اندلس اسپانیا در حرکت است. این رمان نخستین اثر نیل رولینسون شاعر است.
مرور رمان “مردگان خونریزی نمیکنند”
رمان “مردگان خونریزی نمیکنند” اثر نیل رولینسون داستان دو برادر به نامهای فرانک و گوردون را روایت میکند که تلاش میکنند از گذشته گانگستری پدرشان لارنس فرار کنند. داستان بین نورثامبرلند در دوران مارگارت تاچر و اندلس اسپانیا در نوسان است و به طور استادانهای رقابت برادری و تأثیر پایدار پدرسالاری خشونتآمیز را کاوش میکند. فرانک که آرزوهای بزرگتری در سر دارد، هم به شعر (به ویژه آثار فدریکو گارسیا لورکا) و هم به کارول، دوستدختر برادرش، گرایش پیدا میکند که این دو جاذبه ممنوع، خط اصلی طرح داستان را تشکیل میدهند.
- رمان با فصلهای کوتاه و به ظاهر مجزا، portrait فوقالعادهای از تنش و لطافت خلق میکند
- رولینسون سایه بلند پدری پیچیده و جذابیتهای خطرناک را به خوبی به تصویر میکشد
- تضاد بین “محرومیت خزنده” نورثامبرلند و زیباییهای اندلس به داستان عمق میبخشد
- صحنههایی مانند تخریب خانهها در باران، سؤالاتی در مورد پیشرفت و قربانیان آن مطرح میکند
- خشونت نهایی که عمدتاً خارج از صحنه رخ میدهد، قدرتمند و تاثیرگذار است
“هر منظر در این رمان ارواح خود را در خود جای داده است” - این جمله به خوبی فضای کلی داستان را خلاصه میکند. “پدرش لارنس از طریق قانون اخلاقی منحط و کاریزمای ذاتی خود به عنوان مردی با قامت بلند و مورد احترام شناخته میشد.”
رولینسون که پیش از این به عنوان شاعر شناخته میشد، در این رمان نیز استعداد خود برای ایجاز را به نمایش گذاشته و رمانی خلق کرده که اگرچه دلشکن است، اما sentimental نیست و نشان میدهد که زندگی و عشق از میان ترکها سربرمیآورند، اما آسیبها همچنان ادامه دارند.


