داون تينس، باریتون، بازتعریف نقش و قوانین اپرا: سرودها، عاملیت و آریاها
گفتگو با داون تينس، خواننده اپرای مشهور آمریکایی، درباره رد محدودیتها، ترکیب ژانرها در اقامتگاه خود در باربیکن، و تاکید بر پرسشگری و تعامل با مخاطب.
نقشآفرینی داون تينس در موسیقی کلاسیک
داون تينس، خواننده باس-باریتون آمریکایی، به عنوان چهرهای تعیینکننده در موسیقی کلاسیک شناخته میشود که به صراحت عزم راسخی برای حرکت آزادانه میان ژانرها و فعالیتهای حرفهای دارد. او اخیراً به شهرت بینالمللی دست یافته و جوایز متعددی از جمله جایزه ووکالیست سال مجله Musical America و مدال هنری هاروارد را دریافت کرده است. تينس، برخلاف بسیاری از همکارانش، خود را محدود به مرزهای سنتی «اپرا با O بزرگ» نمیکند و در عین حال، از عمق فلسفی برخوردار است؛ به طوری که در مکالمات، از واژگانی مانند «پیشینی» (preclusively) و «مقولهبندی شده» (reified) استفاده میکند.
تينس با اینکه صدای یک خواننده اپرا را دارد، اغلب پروژههایی را دنبال میکند که شامل موسیقیهای معنوی (Spirituals) و گاسپل است، و پروژههایی با گروه the Truth را برای «گوشهای گستردهتر» آماده میسازد. او دیدگاهی انتقادی نسبت به ساختارهای سنتی اپرا دارد. او معتقد است که بسیاری از آثار فرهنگی که توسط نهادهای سنتی حمایت میشوند، «طبیعتاً طردکننده» هستند زیرا سیستمها و بنیادهای آنها توسط جمعیتهای عمدتاً سفیدپوست و ثروتمند برای ترویج دیدگاههای خودشان ایجاد شده است. تينس تصریح میکند که صرفاً به دلیل علاقه به نقشهای سنتی مانند «دون جیووانی» موتسارت نیست که از آنها فاصله میگیرد، بلکه اگر نتواند ارزش این آثار را برای بشریت امروزین بازتعریف کند، تمایلی به اجرای صرف آنها ندارد.
عاملیت هنری و ساختارگرایی
واژه کلیدی در واژگان گسترده تينس، «تعمد» (Intentionality) است. او تأکید دارد که عاملیت هنری او فراتر از انتخاب محتوای آوازخوانی است؛ بلکه «نحوه ساختاردهی یک اثر به اندازه خود اثر مهم است». او معتقد است که «همه ایدهها قابل انتقال و مقیاسپذیر هستند، و این دلیلی است که ما هنر داریم». این رویکرد در اقامتگاه او در مرکز باربیکن لندن به وضوح دیده میشود.
- اولین کنسرت او بر آثار جولیوس ایستمن، آهنگساز «سیاهپوست، همجنسگرا و سهگانه فعال» تمرکز داشت که همکاری کاملی میان موسیقیدانان و رقصندگان بود و نمایانگر «نقطه دیدگاه و شیوهای از کار» تينس بود.
- قطعه محوری دوم، «Concerto No 2: Anthem»، تجلیگر عاملیت هنری «جانبی» (lateral) اوست. تينس این اثر را به شکلی متفاوت از رویههای معمول سفارش داد: او مستقیماً از ارکستر سمفونیک بیبیسی خواستار سفارش پروژه شد، نه اینکه تهیهکننده اثر باشد و بعداً برای اجرای آن استخدام شود.
- این کنسرتو برای صدا و ارکستر، با مشارکت سه آهنگساز و یک شاعر طراحی شد تا «پرچم ستارهنشان» (Star-Spangled Banner) ایالات متحده را در سه موومان به «پرچم ملی سیاهپوستان آمریکا»، یعنی Lift Every Voice and Sing، تبدیل کند.
“میخواهم بدانم که آن متن [مربوط به اپرا] را از طریق یک فرآیند ارزیابی بسیار عمدی درک کنم.”
“امیدوارم [آمریکا] بتواند به مکانی تبدیل شود که در آن همدلی واقعی اِعمال شود. فکر میکنم اگر همه ما بهتر بتوانیم با مشکلات و زندگی دیگران همذاتپنداری کنیم و به آنها احترام بگذاریم، دنیاهایی بهتر برای خودمان میسازیم.”
تينس با چالش کشیدن انتظارات سنتی، به دنبال ایجاد فضایی است که در آن گفتوگوهای عمیق فرهنگی و اجتماعی از طریق فرمهای هنری پذیرفتهشده یا جدید صورت پذیرد، با هدف تمرکز بر همدلی و بازتفسیر مستمر ارزش هنر در جهان معاصر.



