نقد و بررسی کتاب «داستان واقعی راجا سادهدل (و مادرش)» أثر رابح العلمدین درباره بیروت جنگزده
این رمان، داستانی جذاب درباره بلوغ یک فرد کوییر است که در پسزمینه درگیریها و بحرانهای لبنان، از جنگ داخلی تا همهگیری کووید، آزادی واقعی را جستجو میکند.
روایت جذاب آزادهخواهی و هویت در بیروت
رمان «داستان واقعی راجا سادهدل (و مادرش)» نوشته رابح العلمدین، برنده جایزه ملی کتاب ایالات متحده، روایتی عمیق و در عین حال سرشار از طنز و شکوه درگ استایل از زندگی «راجا» است. راجا، معلم فلسفه ۶۳ ساله و هنرمند درگ، که در کنار مادر پیر و کنجکاو خود «زلفا» در بیروت زندگی میکند، در زمان سفر به آمریکا، زندگی پرفراز و نشیب خود را بازگو میکند. این اثر، صرفاً یک شرح حال نیست، بلکه سفری است در زمان که دورههای مختلفی از تاریخ لبنان، از جمله جنگ داخلی (۱۹۷۵-۱۹۹۰)، بحران بانکی ۲۰۱۹ و انفجار بندر بیروت ۲۰۲۰، را در بر میگیرد. با این حال تمرکز اصلی کتاب، تاریخنگاری نیست، بلکه کاوش در تعریف آزادی واقعی، پیوند پیچیده مادر و پسر و قدرت قصهگویی به عنوان ابزاری برای بقا است. روایت کتاب لحنی بهشدت شاداب و بیپروا دارد که با مواد تلخ و سنگین در تضاد است.
مضامین کلیدی و ساختار روایی
رمان با لحنی بوالهوسانه، بحرانهای معاصر لبنان مانند همهگیری کووید و فروپاشی اقتصادی را به شکلی کمیک به تصویر میکشد. زلفا، مادر راجا، حتی در اعتراضات خیابانی به نماد تبدیل میشود. در بحبوحه پاندمی، او با دوستداشتنیترین همسایه خود، خانم طویل، رئیس مافیای محلی، رفاقت ناگسستنی برقرار میکند که این دو از طریق بحث درباره آرایش و فیلمهای کمهزینه راجا در حالت درگ، با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند.
- راجا درباره داستانسرایی میگوید: «یک حکایت دمهای بسیاری دارد، و سرهای بسیاری، مخصوصاً اگر حقیقت داشته باشد.»
- بخش بزرگی از رمان به حافظه سرکوبشده راجا درباره دوران اسارت او در زمان جنگ توسط شبهنظامی جوانی به نام «بودی» میپردازد.
- این تجربه شامل ترومای عمیق، ترس و میل متناقض است، جایی که بدن او بین امنیت و خطر گیر افتاده بود.
- راجا با ارجاع به سارتر، بر این ایده تأکید میکند که هرچند نمیتوان وقایع گذشته را تغییر داد، اما میتوان معنای آنها را تعیین کرد.
- او در نهایت برچسب «آسیبدیده» را رد میکند و میگوید: «من از اینکه او مرا گروگان گرفت آسیب ندیدم. من آسیب دیدم چون متوجه شدم نمیتوانم در سیستمی شرکت کنم که به دنبال نابودی افرادی مانند ماست.»
«یک حکایت دمهای بسیاری دارد، و سرهای بسیاری، مخصوصاً اگر حقیقت داشته باشد.»
در پایان، راجا تأکید میکند: «شما نمیتوانید آنچه را اتفاق افتاده تغییر دهید. اما شاید، فقط شاید، بتوانید تصمیم بگیرید که چه معنایی دارد.»
این رمان تحسینبرانگیز، با استفاده از یک شخصیت اصلی که همزمان متعهد به اصول است و در هنر درگ آزادانه میدرخشد، تضادهای هویت، بقا تحت شرایط غیرممکن و قدرت رهاییبخش پذیرش خود بدون نیاز به «بخشش» یا «بستن پرونده» یک گذشته دردناک را به تصویر میکشد. رابح العلمدین اثری خلق کرده که همزمان هم لطیف و هم پرانرژی است و خواننده را به تفکر وامیدارد.


