راستگرایان در تلاش برای نابودی حق رأی زنان | مویرا دانگان
درخواستها برای محرومسازی زنان از حق رأی بر این فرض استوار است که شهروندی زنان نسبی و مشروط است. زنستیزی میتواند بسیار مدرن و فناورانه باشد و به طور پیوسته در حال تکامل است.

راستگرایان و تلاش برای نابودی حق رأی زنان
این مقاله به بررسی جنبشهای راستگرا در ایالات متحده میپردازد که به طور فزایندهای خواستار لغو متمم نوزدهم قانون اساسی — که حق رأی به زنان میدهد — هستند. نویسنده استدلال میکند که این Oppositionها بخشی از یک حرکت گستردهتر برای مقصر دانستن پیشرفت زنان در آموزش، نیروی کار، و زندگی سیاسی برای مشکلات اجتماعی است.
- سه جریان اصلی ضد حق رأی:
- مذهبی: رهبران مسیحی مانند جوئل وبون که معتقدند خداوند زنان را برای جنگ—و بنابراین سیاست—طراحی نکرده است.
- تعینگرایی زیستی: طرفداران تعینگرایی زیستشناختی مانند هلن اندروز که زنان را به طور طبیعی برای مشارکت سیاسی ناقص میدانند.
- زنستیزی صریح: تاثیرگذاران راستگرایی مانند اندرو تیت که آشکارا از hatred زنان و خواستار انقیاد آنان هستند.
“مخالفان حق رأی زنان بخشی از یک جنبش رو به رشد برای مقصر دانستن پیشرفت زنان — و دسترسی، مشارکت و ظهور بیشتر آنان در آموزش، نیروی کار، سیاست و زندگی عمومی — برای انبوهی از مشکلات اجتماعی هستند.”
“پیتر تیل، سرمایهدار خطرپذیر، در سال ۲۰۰۹ نوشت که جهان لیبرترینی ایدهآل او از نظر سیاسی با 'گسترش حق رأی به زنان' غیرممکن شده است.”
این دیدگاهها بر این فرض استوارند که شهروندی زنان نسبی و مشروط است — فرضی که خود توهینی به کرامت زنان و نشانهای از افول وضعیت آنان است. اگرچه در حال حاضر راهی برای لغو متمم نوزدهم وجود ندارد، اما نرمالسازی این ایدهها در گفتمان اصلی هشداردهنده است.




