اعتراف من به یک راز زشت درباره مادر بودن که زندگیام را تغییر داد
فیلم «اگر پاهایم بود تو را لگد میکردم» سختیهای روزهای چالشبرانگیز فرزندپروری و گفتوگویی که نویسنده را از نظر عاطفی آزاد کرد، یادآور شد. صادق بودن درباره مادر بودن ضروری است.
اعتراف به حقایق ناگفته مادر بودن
مقاله پالی هادسون با الهام از فیلم «اگر پاهایم بود تو را لگد میکردم» که به عنوان «مام نوار» (mum noir) شناخته میشود، به بررسی صداقت درباره مادر بودن میپردازد. این فیلم که بازی رز بیرن در آن مورد ستایش منتقدان قرار گرفته، نگاهی بیپرده به واقعیتهای دشوار دوران اولیه فرزندپروری دارد. نویسنده معتقد است که پنهان کردن سختیهای مادر بودن، بزرگترین لطفی است که میتوانیم به زنان دیگر بکنیم؛ این پنهانکاری باعث میشود مادران احساس کنند که باید در تمام مدت خوشحال و راضی باشند، در حالی که واقعیت بسیار پیچیدهتر است.
رز بیرن در مصاحبهای اشاره میکند که «بچهدار شدن شبیه رفتن به ماه است و هیچکس این را به شما نمیگوید». او تأکید میکند که صحبت کردن درباره این سختیها دشوار است، زیرا شرم زیادی در میان است. وی افزود: «شما نمیخواهید احساس کنید که فرزندتان را دوست ندارید، اما غم از دست دادن بخشی از خودتان وجود دارد که دیگر هرگز باز نخواهد گشت. و این اشکالی ندارد؛ در واقع ما باید آن را سوگواری کنیم، چون یک قبل و یک بعد وجود دارد.»
نویسنده تجربه شخصی خود را اینگونه توصیف میکند که ۱۱ سال پیش، پس از آوردن نوزادش به خانه، دچار این بینش ویرانگر شد: «من یک اشتباه وحشتناک مرتکب شدهام». با بازگشت سریع همسرش به زندگی پیشین، مادر شدن تبدیل به تنها هویت او شد؛ یک روال یکنواخت و بیرحمانه که در آن احساس میکرد تبدیل به «هیچ» شده است. این احساس گناه و شرم که او یک «هیولای» بدبخت است، او را آزار میداد.
آزادی پس از اعتراف
نقطه عطف زمانی رخ داد که نویسنده این «راز زشت» را با یک دوست نزدیک در میان گذاشت. به جای قضاوت، دوستش همدلی نشان داد و اعتراف کرد که در همان مرحله، او نیز احساس میکرد که «به اندازه کافی فرزندش را دوست ندارد تا فداکاریهای لازم را انجام دهد». این تبادل نظر باعث شد نویسنده برای اولین بار نفس راحتی بکشد و درک کند که عادی است؛ او «ساشا هیلی» یا «شیطان» نیست.
- رهایی از فشار «تنها مجاز بودن به احساس خوشبختی کامل» به او این امکان را داد که احساسات مختلفی از جمله شادی را تجربه کند.
- واقعیت مادر بودن ترکیبی از جادویی، وحشتناک، فوقالعاده و ترسناک است که اغلب در عرض ۳۰ ثانیه تغییر میکند.
- مادر بودن یک شغل پاداشدهنده، اما قدرناشناسترین شغلی است که فرد انجام میدهد و میتواند تا لبه جنون پیش ببرد.
- این مرحله جدید هویت، مشکلات فرد را حل نمیکند و به تنهایی معنای کافی برای دوام آوردن را فراهم نمیکند.
- مادر بودن برای همه مناسب نیست و باید این حقیقت کامل بیان شود تا افراد بتوانند تصمیم بگیرند آیا این مسیر برای آنها مناسب خواهد بود یا خیر.
«واقعیت مادر بودن این است که جادویی، وحشتناک، فوقالعاده و ترسناک است، اغلب همه اینها در عرض ۳۰ ثانیه.»
«وقتی فشار غیرممکن بودنِ تجربه تنها احساس سرخوشی را از بین بردم، تمام انواع احساسات را حس کردم. از جمله سرخوشی.»
سخن پایانی این نوشتار تأکید بر اهمیت در مورد فرزندپروری دارد. تنها با به اشتراک گذاشتن تمام جنبههای مثبت و منفی، زنان میتوانند خودشان را برای مسیری که در پیش دارند، به درستی آماده سازند و از بار سنگین انتظارات غیرواقعی رهایی یابند.


