سقوط مورگان مکسوینی فرصتی برای شروعی دوباره است: استرمر باید آن را غنیمت شمارد
با رفتن مورگان مکسوینی، بهانهتراشیها برای مشکلات دولت کیر استارمر تمام میشود و زمان تغییر مسیر فرا رسیده است.
تحلیل سقوط مورگان مکسوینی و آینده حزب کارگر
سقوط مورگان مکسوینی، که اغلب به خاطر تحول چشمگیر حزب کارگر از شکست سال ۲۰۱۹ تا پیروزی قاطع در سال ۲۰۲۴ اعتبار مییابد، فرصتی جدید برای کیر استارمر و کابینهاش فراهم کرده است. تواناییهای لازم برای پیروزی در کمپینهای انتخاباتی با مهارتهای اداره یک دولت تفاوت دارد و به نظر میرسد این تفاوت عامل اصلی این تغییرات مدیریتی بوده است. استعفای او پس از ۱۸ ماه، در حالی صورت میگیرد که لیست بلندبالایی از مقامات ارشد که توسط استارمر با هیاهو منصوب شدند اما مجبور به ترک سمت شدند (مانند سو گری، لیز لوید و... )، تصویر خوبی از دولت ارائه نمیدهد.
مکسوینی تبدیل به کیسه بوکس تمام مشکلات حزب کارگر شد؛ هرچند که مسئولیت اصلی هر تصمیمی بر عهده رهبر حزب است. او به عنوان شاگرد پیتر مندلسون، حزب را به سمت راست سوق داد تا آرای از دست رفته را به سمت جناح راست افراطی مانند نایجل فاراژ بازگرداند، در حالی که نظرسنجیها بر لزوم حرکت به سمت چپ برای بازگرداندن حامیان سبز و لیبرال دموکرات تأکید داشتند. استارمر فاقد هوش سیاسی لازم برای تشخیص خطرات موجود بود و تغییر مسیرهای متعدد به شاخصه اصلی سبک سیاسی او تبدیل شده است.
سه سال باقی مانده و پتانسیلهای جدید
سه سال تا انتخابات عمومی بعدی باقی مانده و حزب کارگر با توجه به اکثریت فعلی، اکنون میتواند مسیر خود را با کنار گذاشتن کششهای راستگرایانه مندلسون-مکسوینی تغییر دهد. هیچکس آماده رهبری جدید نیست و ممانعت از حضور اندی برنهام در رقابتهای اخیر، تأثیر منفی خود را نشان خواهد داد. پنهانکاری نمایندگان کارگر و ترس آنها از رقابتهای داخلی، مانع از اقدام قاطع شده است.
کیر استارمر میتواند با آغاز تغییر جهت کشتی دولتش، سیگنال جدیدی صادر کند. وظیفه اصلی، همانطور که در سخنرانی کنفرانسش تأکید کرد، بیرون نگه داشتن فاراژ است، صرف نظر از هزینه. این امر نیازمند یک رهبر جدید و مهمتر از آن، هدف جدید است. مشکلات ساختاری باقی خواهند ماند، اما بسیاری از اصلاحات جسورانه وعده داده شده مانند اصلاحات انتخاباتی و لردها، نیازمند اعصاب قوی هستند و نه هزینه مالی.
“مهارتهایی که کمپینهای انتخاباتی را پیروز میکنند، آنهایی نیستند که یک دولت را اداره میکنند.”
“بدون او [مکسوینی]، دیگر بهانهای وجود ندارد. در نهایت کابینه تصمیم میگیرد – اما آیا جرأت خواهد کرد؟”
نکات کلیدی
- سقوط مکسوینی فرصت تغییر خط مشی حزب کارگر از راست میانه به سمت چپتر را فراهم میکند.
- استارمر با کنارهگیری مقامات کلیدی روبرو شده که نشاندهنده مشکلات مدیریتی است.
- سیاستهای مکسوینی بر فاصله گرفتن از جناح چپ و امتیاز دادن به سیاستهای راستگرایانه متمرکز بود.
- فقدان یک رهبر جایگزین قوی، پارلمان را در حالت تعلیق قرار داده است.
- فرصت اصلی، اجرای اصلاحات جسورانهای است که صرفاً نیازمند اراده سیاسی هستند.
در نهایت، هرچند که قدرت زیادی به مکسوینی نسبت داده شده بود، خروج او به این معناست که دیگر هیچ عذری برای باقی ماندن در مسیر فعلی وجود ندارد، و اکنون مسئولیت تغییر کامل به دوش خود کابینه خواهد بود.



