کییر استارمر و زخمهای قدیمی حزب کارگر: یک تحلیل
تحلیل چالشهای رهبری کییر استارمر در حزب کارگر؛ نمایندگان از ناکارآمدی او آگاهند اما بیم از ایجاد بحران جدید مانع از تغییر او میشود.
وضعیت دشوار رهبری کییر استارمر در حزب کارگر
دوران نخستوزیری کییر استارمر مملو از بحرانهای مداوم بوده است؛ مسائلی از قبیل رسواییها، استعفاها، شورشها و تغییر ناگهانی مواضع که به رژیمی جوان، ظاهری پیر داده است. این وضعیت برای نمایندگان حزب کارگر نگرانکننده است زیرا شباهت زیادی به ناکارآمدیهای دولت محافظهکار پیشین دارد. حتی انتصابهایی مانند پیتر مندلسون به عنوان سفیر واشنگتن، خاطرات ناخوشایند گذشته را زنده کرده است. بسیاری از نمایندگان با وجود اعتقاد به شرافت استارمر، از میزان نفرت و نارضایتی شدید رأیدهندگان نسبت به او در خیابانها شوکه شدهاند.
مشکل اصلی این نیست که تغییرات وعده داده شده به کندی اجرا میشوند، بلکه آن است که استارمر برای بخش بزرگی از رأیدهندگان، تجسم سیاستمدار وضع موجود است که مردم در انتخابات امیدوار بودند از شر آن خلاص شوند. این وضعیت غیرقابل بازگشت است و برخی از مقامات ارشد مانند آناس ساروار، رهبر حزب کارگر اسکاتلند، خواستار کنارهگیری او شدهاند، اگرچه این اقدام موقتاً موضع استارمر را در سطح ملی تثبیت کرده است.
تردیدها پیرامون جایگزینی استارمر
اغلب نمایندگان حزب کارگر در انگلیس با تحلیل ساروار موافقند مبنی بر اینکه استارمر یک دارایی محسوب نمیشود و بعید است تحولی اساسی در او رخ دهد. با این حال، ترس از جایگزینی رهبر در این مقطع زمانی بسیار محسوس است. کنار گذاشتن یک نخستوزیر به تازگی انتخاب شده، این پیام را به رأیدهندگان مخابره میکند که حزب کارگر آشفته و ناکارآمد است. علاوه بر این، یک رقابت داخلی میتواند شکافهای جناحی موجود را تشدید کند و برنده آن با همان معضلات دشوار اقتصادی و سیاسی که استارمر را شکست داد، روبرو خواهد شد.
- نمایندگان نگرانند که تغییر رهبری در حال حاضر، روند بازگشت به پیروزی پس از شکستهای سنگین را طولانیتر کند.
- بسیاری از اختلافات پیرامون رهبری ناشی از این است که رقبا برای جانشینی، هنوز مسیر مشخصی برای بازگشت به پارلمان نیافتهاند، مانند مورد اندی بورنهام.
- وس استریتینگ که پیش از رسوایی مندلسون در موقعیت بهتری قرار داشت، اکنون باید از هرگونه شائبه ارتباط خود با این چهره سمی سیاسی فاصله بگیرد.
- آنجلا رینر به دلیل بررسی وضعیت مالیاتیاش، فعلاً قادر به اقدام علیه استارمر نیست.
- نبود یک جانشین واحد و مورد توافق، باعث شده است تا نامهایی مانند اد میلیبند یا چهرههای کمتجربهتر مانند ال کارنز مطرح شوند که مورد استقبال جدی قرار نگرفتهاند.
“اینکه استارمر توانایی بیرون کشیدن حزب کارگر از مخمصه را ندارد و همزمان، فرآیند جایگزینی او وضعیت را بدتر میکند، هر دو میتوانند درست باشند.”
تأخیر به عنوان یک بیهوشی فکری
تا زمانی که استارمر در قدرت باقی بماند، این خیال که یک جایگزین ایدهآل وجود دارد، همچنان زنده است. خروج او مستلزم پاسخگویی به سوالات سخت خواهد بود: او در کجا اشتباه کرد؟ کدام سیاستها باید حفظ شوند؟ این پرسشها به بافتهای زخم عمیق حزب کارگر که ناشی از شکستهای گذشته و مصالحههای دردناک است، نفوذ میکنند. استارمر در سال ۲۰۲۰، با به تعویق انداختن درد وجودی حزب از طریق «بیهوشی فکری»، قدرت را به دست آورد و اکنون نیز به همین شیوه عمل میکند. اعضای پارلمان درد فزایندهای را حس میکنند، اما به جای ریسک کردن برای یک تغییر، به رهبر ناکارآمد فعلی چسبیدهاند زیرا امکان درمان سریع دیگری در دسترس نیست.
نتیجه این است که حزب کارگر در فلج شدن به سر میبرد؛ ترس از یک رقابت داخلی بدون جانشین واضح، آنها را وادار به حفظ وضع موجود کرده است، حتی اگر این وضعیت به سوی شکست در انتخابات پیش رو باشد.


