انتقاد از کییر استارمر: نخستوزیری که وعدههای بزرگ میدهد اما دستاوردهای کوچک
تحلیل تضعیف کییر استارمر و حزب کارگر بریتانیا به دلیل کاهش جاهطلبیها و کوچک شدن دستاوردهای ادعا شده، با تمرکز بر فضای سیاسی داخلی.
تحلیل افول «استارمریسم» و حزب کارگر
مقاله آدیتییا چاکرابورتی به بررسی پدیده «کوچک شدن کییر استارمر» میپردازد؛ وضعیتی که در آن، نخستوزیر نه تنها در عمل، بلکه در آرمانها و وعدههای سیاسی خود نیز در حال کوچک شدن است. نویسنده استدلال میکند که دلایل اصلی سقوط احتمالی استارمر، نه رسواییهای مقطعی مانند ماجرای پیتر مندلسون یا تغییر مسیرهای سیاسی، بلکه «واقعیت اساسی» کمعمق بودن شخصیت و سیاستهای اوست. وعدههای کلیدی مانند «معامله جدید سبز» یا اصلاحات قوانین «لِیزهولد» (مالکیت فئودالی) دچار تعدیلات اساسی شده و دستاوردهای ادعایی او مانند گسترش خدمات مراقبت از کودکان، در واقع اقدامات دولت قبلی بوده یا تحت فشار نمایندگان داخلی تصویب شده است.
تلاش برای تعریف «استارمریسم» به عنوان یک مکتب فکری بیهوده بوده است، زیرا ماهیت آن نه یک فلسفه، بلکه یک «مدل کسبوکار» مبتنی بر کمینهگرایی بوده که اکنون به ورشکستگی انجامیده است. بحران اصلی این دولت نه در ارتباطات که در «محتوای اندک» آن نهفته است. این امر در حلقه نزدیک استارمر نیز مشهود است؛ از جمله با انتقاد به نقش مشاور ارشد او، مورگان مکسویینی، که میراثسازیهای مربوط به سوابقش (مانند مبارزه با چپ افراطی یا نقش در «نبرد بارکینگ») مورد تردید قرار گرفته و عملاً پیروزی انتخاباتی ۲۰۲۴ به دلیل شکست رقیب (لیز تراس) و نه استراتژی روشن استارمر حاصل شده است.
کوچک شدن جاهطلبیها و جناحبندی درونی
یکی از محورهای اصلی این تحلیل، گرایش شدید تیم استارمر به سمت راست و سرکوب هرگونه صدای مخالف از درون حزب است. این رویکرد که نویسنده آن را «مککارتیسم لباس مبدل به سیاست انتخاباتی» مینامد، منجر به حذف چهرههایی از جناح چپ نظیر جرمی کوربین و حتی افراد معتدلتر شده است. این فضا باعث شده است که حزب کارگر از یک «سنت دموکراتیک کثرتگرا» به یک «جناح راستگرای تنگنظر» تبدیل شود که تمرکزش بیشتر بر «سیاستهای اداری» تا «سیاست واقعی» است.
«مشکل ارتباطات نیست؛ مشکل این است که اطلاعات اندکی برای انتقال وجود دارد.»
در مقایسه با دورههای رهبری پیشین حزب کارگر، افقهای فکری فعلی بسیار محدود شده است. در حالی که ۵۰ سال پیش رقابت رهبری میان چهرههایی مانند تونی بن و روی جنکینز بود، اکنون رقابت احتمالی بین وزرای میانی و جناح محافظهکار داخلی خواهد بود؛ بدون ایدههای جدید یا برنامه مشخصی برای تغییر.
- کاهش مداوم سطح انتظارات از حزب کارگر در وعدهها و دستاوردها.
- انتقاد از نقش لابیگرها در دولت استارمر و نحوه انتصابات.
- زیر سوال بردن ادعاهای مورگان مکسویینی درباره نقشهای کلیدیاش در گذشته.
- تبدیل حزب کارگر به یک جناح راستگرای کوچک به جای یک ائتلاف بزرگ.
- رأیدهندگان به دنبال جایگزین هستند زیرا حاضر نیستند «کمتر» را بپذیرند.
«نتیجه این است که استارمر اکثریت بزرگی دارد، اما بستری نزدیکتر به مانفست سونک دارد.»
در نتیجه، این مقاله هشدار میدهد که این کوچک شدن تدریجی نه تنها دولت کنونی را در معرض خطر قرار داده، بلکه ممکن است موجودیت ۱۲۵ ساله حزب کارگر را نیز تهدید کند، زیرا رأیدهندگان چپگرا به طور فزایندهای در جستجوی جایگزینهایی غیر از استارمر هستند.



