راهکار دانشمند پیچیدگی برای اصلاح شکست اقتصاد در بحران اقلیمی
پروفسور داین فارمر پیشنهاد ساخت یک ابرشبیهساز از اقتصاد جهانی را برای تسریع گذار به دنیایی سبز و پاک ارائه میدهد. این شبیهساز شرکتها را مجزا نمایش میدهد.
طرح ابرشبیهساز اقتصاد برای حل بحران اقلیمی
پروفسور داین فارمر، دانشمند برجسته حوزه پیچیدگی، معتقد است مدلهای اقتصادی سنتی در مواجهه با بحران اقلیمی شکست خوردهاند و برای هدایت جهان به سمت آیندهای سبز، نیازمند ابزاری انقلابی هستیم. وی پیشنهاد ساخت یک ابرشبیهساز اقتصاد جهانی را میدهد که در آن، هر شرکت به صورت مجزا با تصمیمگیریهای واقعبینانه نمایش داده شود، شبیه به کاری که گوگل مپس برای برنامهریزی ترافیک انجام داد.
فارمر که پیشینهای موفق در قمار و معاملات سریع در وال استریت دارد، تخمین میزند که ساخت این مدل با بهرهگیری از پیشرفتهای علم پیچیدگی و قدرت محاسباتی کنونی، هزینه چندان بالایی نخواهد داشت (حدود ۱۰۰ میلیون دلار). اهمیت این مدل زمانی روشن میشود که هزینه بحران مالی ۲۰۰۸ حدود ۱۰ تریلیون دلار تخمین زده شده است؛ اگر این شبیهساز میتوانست تنها ۱ درصد از این خسارات را کاهش دهد، سرمایهگذاری اولیه خود را هزار برابر جبران میکرد.
نقطه ضعف مدلهای اقتصادی رایج، فرضیه عقلانیت کامل بازیگران اقتصادی و حالت تعادل سیستم است، که در واقعیت وجود ندارد و منجر به نوسانات و بحرانها میشود. فارمر و همکارانش با استفاده از مدلسازی پیچیدگی (Complexity Economics)، به عاملان اقتصادی اجازه میدهند بر اساس قوانین ساده و تقلید از بهترینها تصمیم بگیرند، که بازتابی دقیقتر از رفتار واقعی انسان است.
چالشهای مدلسازی مدرن
- مشکل مقیاسپذیری: مدلهای سنتی به دلیل تعداد زیاد متغیرها، مجبورند سادهسازی شوند و کارایی خود را از دست میدهند.
- اقتصاد در حال تحول: مدلهای جدید با استفاده از یادگیری ماشین، استراتژیهای عاملان اقتصادی را با تغییرات محیط (همچون «نقد لوکاس») تکامل میدهند.
- نوسانات داخلی: مدلهای پیچیدگی، چرخههای اقتصادی، رونقها و رکودها را بدون نیاز به «شوکهای خارجی» (مانند «لگدمال کردن اسب گهوارهای» در مدلهای سنتی) به صورت درونی شبیهسازی میکنند.
“ما میخواهیم برای برنامهریزی اقتصادی کاری را انجام دهیم که گوگل مپس برای برنامهریزی ترافیک انجام داد، تا بتوانیم به هر کسی که یک سؤال اقتصادی دارد، پاسخی هوشمندانه و مفید بدهیم.”
فارمر انگیزه اصلی خود را مقابله با بحران اقلیمی میداند، جایی که مدلهای فعلی در پیشبینی روند انرژیهای تجدیدپذیر (مانند کاهش سریع قیمتها) به شدت ضعیف عمل کردهاند. تیم او در حال حاضر بر روی شبیهسازی بخش انرژی جهانی شامل ۳۰,۰۰۰ شرکت و داراییهایشان متمرکز است تا مسیر بهینهای به سمت انرژی پاک را ترسیم کند.
هدف بلندمدت فارمر این است که این مدل انقلابی را ظرف پنج تا ده سال آینده نهایی کند تا سیاستگذاران بتوانند با اطمینان بیشتری از تأثیر تصمیمات خود آگاه شوند و مسیر ارزانتری برای پایان دادن به انتشار گازهای گلخانهای بیابند.
به زعم فارمر، مقاومت نهادهای علم اقتصاد در پذیرش روشهای جدید ناشی از «گیر افتادن در رخوت آکادمیک عمیق از دهه ۱۹۶۰» و سلطه رویکرد ریاضیدانانه بر رویکرد عملگرایانهتر فیزیکدانان است. این شبیهساز میتواند ابزاری حیاتی برای تصمیمگیریهای کلان اقتصادی و زیستمحیطی باشد.

