فراتر از مدل سرمایهداری برای نجات آبوهوا: سه گام نخست
نقد مدل سرمایهداری به دلیل ناتوانی در حل بحرانهای اجتماعی و زیستمحیطی و طرح سه گام اساسی برای دموکراتیزه کردن اقتصاد و دستیابی به توسعه پایدار.
فراتر از سرمایهداری برای نجات اقلیم
سیستم اقتصادی کنونی، یعنی سرمایهداری، در قرن بیست و یکم ناتوان از پرداختن به بحرانهای اجتماعی و اکولوژیکی است. این سیستم، که تعریف آن نه بازارها و تجارت، بلکه دیکتاتوری اقلیتی است که سرمایه را کنترل میکنند، بر اساس قانون ارزش سرمایهداری عمل میکند که هدفش صرفاً حداکثرسازی انباشت سود است. این هدف نیازمند رشد دائمی تولید ناخالص است، صرف نظر از ضرورت یا آسیبزایی آن برای سیاره زمین. این امر منجر به پارادوکسهای عجیبی میشود: تولید انبوه کالاهایی مانند شاسیبلندها و مُد سریع، در حالی که تولید ضروریاتی مانند مسکن مقرونبهصرفه و حمل و نقل عمومی دچار کمبود مزمن است، زیرا این بخشها برای سرمایه سودآوری کمتری دارند. حتی در زمینه انرژی، با وجود ارزانتر بودن انرژیهای تجدیدپذیر، سودآوری بالاتر سوختهای فسیلی باعث میشود سرمایه دولتها را وادار به حفظ یارانهها و قیمتگذاریهای مضر کند.
نظریهپردازانی مانند جیسون هیکل و یانیس واروفاکیس معتقدند که سرمایهداری به شکلی ذاتی با منافع گونه بشری و محیط زیست در تضاد است، همانطور که در نقل قول معروف آمده است: “سرمایهداری به اندازه گرگی که به بره اهمیت میدهد، به چشماندازهای گونه ما اهمیت میدهد.” این سیستم بر استخراج ارزان منابع و نیروی کار از جنوب جهانی متکی است و برای حفظ این آرایش، از ابزارهایی مانند بدهی، تحریم و حتی تجاوز نظامی استفاده میکند. راهحل، غلبه بر این قانون ارزش و دموکراتیزه کردن اقتصاد است تا تولید پیرامون اولویتهای اجتماعی و زیستمحیطی سازماندهی شود.
سه گام ضروری برای تحول اقتصادی
برای گذار از این وضعیت به یک سیستم دموکراتیک و پایدار، سه شرط لازم وجود دارد که باید محقق شوند:
- معماری مالی جدید: استقرار یک بانک سرمایهگذاری عمومی جدید که با همکاری بانکهای مرکزی، نقدینگی موجود را به سرمایهگذاریهای همسو با رفاه جمعی و پایدار تبدیل کند و سرمایهگذاریهای مخرب خصوصی را جریمه نماید.
- دموکراسی مشارکتی گسترده: استفاده از دموکراسی مشورتی برای تعیین اهداف بخشی، منطقهای و ملی (مانند رشد یا کاهش تولید در حوزههای مختلف) که ابزارهای مالی عمومی جدید باید آنها را هدف قرار دهند.
- قانون اصلاحات بزرگ شرکتی: وضع قانونی برای دموکراتیزه کردن شرکتها، با ترویج ساختاری که در آن “یک کارمند، یک سهم، یک رأی” مبنای اداره شرکتها باشد تا کنترل از دست اقلیت خارج شود.
“ما در سایه دنیایی که میتوانستیم خلق کنیم زندگی میکنیم؛ دنیایی که در آن میتوانیم از فروپاشی قریبالوقوع زیستمحیطی جلوگیری کنیم، به جای آنکه منتظر بمانیم تا سرمایهداری ما را فراتر از نقطه بازگشت سوق دهد.”
رسیدن به جهانی بدون ناامنی اقتصادی، فقر و بیکاری، در عین حفظ زندگی معنادار در مرزهای سیارهای، یک رویای دور نیست؛ بلکه یک چشمانداز ملموس است، مشروط بر اینکه اراده سیاسی برای تغییر بنیادین در اولویتهای تولید وجود داشته باشد.


