رشد اقتصادی و گرمایش زمین؛ آیا راه گریزی وجود دارد؟
رشد مداوم تولید ناخالص داخلی (GDP) همچنان به افزایش انتشار کربن و آسیب بیشتر به سیاره زمین منجر میشود. آیا امکان جداسازی این دو وجود دارد؟
چالش رشد اقتصادی و پایداری محیط زیست
موضوع اصلی در مذاکرات اقلیمی، مانند نشست Cop30 در برزیل، همواره این بوده است که آیا کشورهای در حال توسعه میتوانند به دنبال رشد اقتصادی، انتشار گازهای گلخانهای خود را افزایش ندهند. تاریخی نشان داده است که رشد اقتصادی به طور سنتی با آسیبهای محیط زیستی، بهویژه انتشار دیاکسید کربن، همراه بوده است. در سال ۲۰۲۴، شاهد رسیدن تولید ناخالص داخلی جهانی به بالاترین حد خود بودیم، اما همزمان، انتشار کربن سالانه نیز افزایش یافت. این همزمانی باعث شده است که باور به رشد به خاطر رشد رو به تضعیف بگذارد و مقامات درجه اول، مانند آنتونیو گوتِرِس، دبیرکل سازمان ملل، خواستار "فراتر رفتن از GDP" به عنوان معیار پیشرفت شوند.
مکاتب اقتصادی نوینی مانند اقتصاد "پسارشد" (Post-growth) مطرح شدهاند که بر لزوم بازنگری در این رابطه تأکید دارند. این دیدگاهها چارچوبهای جایگزینی مانند "اقتصاد دونات" (Doughnut Economics) را پیشنهاد میکنند که آسیبهای زیستمحیطی را در محاسبات لحاظ میکنند. تیم جکسون، اقتصاددان برجسته پسارشد، بیان میکند که برای حل بحران آب و هوا، باید زندانهای فکری ناشی از اهمیت اسطورهای رشد را شکست.
جدایی سبز در برابر محدودیتهای سیارهای
یکی از بحثهای کلیدی، ایده "رشد سبز" است که معتقد است اقتصاد جهانی میتواند گسترش یابد در حالی که از فاجعه زیستمحیطی اجتناب شود. کشورهایی مانند بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایالات متحده نشان دادهاند که میتوانند همزمان با کاهش انتشار کربن داخلی، GDP سرانه خود را افزایش دهند. با این حال، بسیاری از کارشناسان این شواهد را رد میکنند و استدلال میکنند که این امر تنها بر جریانهای سالانه انتشار تمرکز دارد و تجمع دیاکسید کربن در جو را نادیده میگیرد، که عامل اصلی تغییرات اقلیمی است. علاوه بر این، با در نظر گرفتن کالاهای وارداتی، تصویر کلی پیچیدهتر به نظر میرسد.
مطالعاتی مانند "محدودیتهای رشد" (Limits to Growth) و مفهوم "مرزهای سیارهای" (Planetary Boundaries) که ۹ فرآیند اکولوژیکی حیاتی را بررسی میکند، نشان میدهند که هفت مورد از این مرزها به شدت نقض شدهاند. پژوهش دانشگاه لیدز در سال ۲۰۱۸ نشان داد که هیچ کشوری نتوانسته است نیازهای اساسی ساکنان خود را بدون نقض محدودیتهای بیوفیزیکی برآورده کند؛ کشورهایی که از نظر رفاهی بهتر عمل کردهاند، مرزهای زیستمحیطی بیشتری را شکسته و این دقیقاً برعکس رشد پایدار است.
- تمرکز بر بهزیستی و کاهش مصرفگرایی بیش از حد در مکتب پسارشد.
- وجود سه دیدگاه اصلی: سرمایهداران سبز (متکی بر بازار و اصلاحات)، کینزینهای سبز (متکی بر سرمایهگذاری دولتی و "معامله جدید سبز")، و پسارشد (کاهش مقیاس فیزیکی اقتصاد).
- هدف پاریس ایجاب میکند که انتشار کربن جهانی تا ۲۰۳۰ به میزان ۴۵ درصد کاهش یابد و تا ۲۰۵۰ به صفر خالص برسیم.
- نگرانی اصلی این است که تمرکز بر رشد مانع از دستیابی به اهداف اقلیمی مورد نیاز برای حفظ سیستمهای حیاتی سیاره میشود.
- پیتر ویکتور تأکید میکند که کاهش مقیاس فیزیکی اقتصاد برای جلوگیری از تخریب بیشتر، امری ضروری است.
"اقتصاد پسارشد به ما انتخابهای بیشتر، واقعبینی بیشتر و بینش بیشتری در مورد امکانات رفاه انسانی ارائه میدهد. این به معنای بازگشت به غار نیست بلکه رهایی از زندانهای فکری ماست.” – تیم جکسون.
"اینکه آیا رشد سبز امکانپذیر است، در درجه دوم اهمیت قرار دارد؛ سیاستگذاران باید اولویتها را کاملاً از رشد دور کنند و به سمت معیارهای دیگری از شکوفایی سوق دهند که همچنان میتواند بهزیستی را بهبود بخشد.” – دیدگاههای درون جنبش پسارشد.
ابهام اصلی امروز نه در مقصد نهایی (پایبندی به ۱.۵ درجه سانتیگراد)، بلکه در مسیری است که برای رسیدن به آن طی خواهیم کرد و اینکه آیا میتوانیم همزمان با رشد حرکت کنیم یا خیر. این یک سؤال چند تریلیون دلاری برای اقتصاد جهانی کنونی است.



