پوکمون؛ از هراس اخلاقی تا موفقیتی جهانی و نماد وحدت
نگاهی به مسیر ۳۰ ساله فرنچایز پوکمون، از اتهامات والدین و کشیشها در دهه ۹۰ مبنی بر شیطانی بودن تا تبدیل شدن به پدیدهای سرگرمکننده و وحدتبخش
سیمای جهانی پوکمون: از شیطانی تا محبوب
فرنچایز پوکمون، یکی از بزرگترین دستاوردهای فرهنگی سده اخیر، مسیر پرفرازونشیبی را از زمان عرضه اولیه بازیهای Red و Blue در سال ۱۹۹۶ در ژاپن طی کرده است. در ابتدا، این بازیها با شک و سوءظن بزرگسالان و حتی اتهامات اخلاقی شدیدی مواجه شدند؛ تا جایی که برخی کشیشان مسیحی «پیکاچو» را «شیطان» اعلام کردند و مجله تایم آن را «طرح پانزی آفتزا» خواند. این هراس اخلاقی، که گاهی ریشههای بیگانههراسی داشت، نتوانست مانع رشد این فرنچایز شود که اکنون به بالاترین میزان درآمد در تاریخ سرگرمی دست یافته و بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار ارزش دارد.
ریشههای این موفقیت جهانی به سادگی و عشق خالق آن، ساتوشی تاجری، به جمعآوری حشرات در کودکی بازمیگردد. تاجری در دهه ۱۹۹۰، ایده بازیهای کارتی را با الهام از اتصال دستگاههای Game Boy برای بازی تتریس در سر داشت. مدت شش سال طول کشید تا این ایده به دنیای پیکسلهای سیاه و سفید ۱۵۱ موجود دوستداشتنی تبدیل شود و استودیوی بازیسازی Game Freak را در مسیری پرخطر قرار دهد که گاهی تا مرز ورشکستگی پیش رفت.
نبوغ اجتماعی در بطن بازی
آنچه پوکمون را از سایر بازیهای نینتندو متمایز کرد، ماهیت اجتماعی نهفته در هسته آن بود. این بازیها از ابتدا برای ترغیب بازیکنان به مبادله (Trade) و نبرد طراحی شده بودند تا بتوانند کلکسیون خود را تکمیل کنند. این نیاز به تعامل، در دهه ۹۰ میلادی، بازیکنان را به حیاط مدارس میکشاند تا با استفاده از کابلهای اتصال، با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؛ پدیدهای که امروزه در بازیهای آنلاین کاملاً عادی شده است.
- نیاز بنیادین به مبادله بین نسخههای مختلف بازی برای تکمیل «پوکدکس».
- موفقیت پوکمون نشان داد که بازیهای ویدیویی میتوانند بردار قدرتمندی برای ارتباطات انسانی باشند، نه صرفاً ابزاری برای فرار از واقعیت.
- پیام اصلی بازیها حول محور اعتماد، دوستی و سختکوشی میچرخد.
- فرهنگ پوکمون به نمادی جهانی برای نسل هزاره تبدیل شده است، فراتر از ماریو یا زلدا.
- حتی بازی Pokémon Go در سال ۲۰۱۶، مردم منطقهای را به شکل غیرمعمولی برای یافتن موجودات در مکانهای واقعی متحد کرد.
«بیشتر از هر چیز دیگری، پوکمون مردم را به هم پیوند میدهد. این سری به شکلی طراحی شده که بازیکنان را تشویق به مبادله و نبرد با یکدیگر کند.»
قدرت وحدت و ارتباط
در حالی که بسیاری از بازیها بر «گریز از واقعیت» تمرکز دارند، Pokémon Go نشان داد که بازیها میتوانند ادامهدهنده خط سیر ارتباط با دنیای واقعی باشند. این فرنچایز بیش از هر چیز بر رابطه متقابل بین انسان و طبیعت تأکید دارد، که به داستانهای آن یک لایه محیطزیستی میدهد و از تبدیل شدن آن به یک پدیده صرفاً تجاری جلوگیری میکند.
«این یک فانتزی قدرتمتمند خودتعیینی است که در دنیایی تقریباً عاری از نظارت بزرگسالان قرار دارد.»
امروزه، نسل اول طرفداران پوکمون بزرگ شده و خود والدین هستند و اکنون این بازیها را به عنوان یک سرگرمی میشناسند که پاسخی به ساعتها زمان صرف شده توسط کودکان است. این مجموعه نه تنها از سوی منتقدان اولیه جان سالم به در برده، بلکه تبدیل به نمادی پایدار از توانایی رسانههای سرگرمی در ایجاد پیوند میان میلیونها نفر در سراسر جهان شده است.

