ملاقات ناشناس: آیا بوسیدیم؟ فصل آنفولانزاست
آرون، ۲۸ ساله، تولیدکننده دیجیتال، با تارا، ۳۰ ساله، که در بازاریابی کار میکند ملاقات میکند. هر دو به دنبال شب خوبی بودند اما جرقه عاشقانهای نبود. شب با غذا و گفتوگو گذشت و با درود ختم شد.

ملاقات ناشناس آرون و تارا
این گزارش یک ملاقات ناشناس معمولی را در لندن روایت میکند. آرون و تارا برای شام در رستورانی ملاقات کردند. گفتوگو درباره کار، خانواده و برنامههای تلویزیونی مانند Taskmaster جریان داشت. فضای کلی دوستانه بود اما هیچیک احساس جرقه عاشقانه نداشتند.
- اولین تأثیرات: هر دو از ظاهر و لباس طرف مقابل تعریف کردند.
- لحظه awkward: عکاسی غافلگیرانه زیر درخت کریسمس توسط گارسون.
- آداب سفره: تارا در مدیریت ظروف مشترک ماهرتر بود.
- نمره دادن: آرون به تارا ۱۰ از ۱۰ و به خود قرار ۶ داد. تارا به کل شب ۸ داد.
- پایان شب: بدون بوسه، فقط یک بغل و پیامک تأیید رسیدن به خانه.
آرون: "تارا شخصیتی ۱۰ از ۱۰ دارد. متأسفانه فقط جرقه عاشقانه نبود." تارا: "بوسه؟ فصل آنفولانزاست! اما او پیام داد تا مطمئن شود به خانه رسیدهام." هر دو موافق بودند که در صورت اتفاقی دیدن دوباره سلام میکنند، اما قرار ملاقات مجددی برنامهریزی نکردند.


