عجیب ترین کریسمس من: وقتی فلیرت زدن با معشوقهام با موج دریا بهم ریخت
در یک پیکنیک ساحلی باربادوس، تلاش من برای جلب توجه دواین خوشقیافه با یک موج غیرمنتظره به فاجعه تبدیل شد و با موهای خیس و لباس شنايی از دست رفته به پایان رسید. این داستان خاطرهانگیز درباره شکست عاشقانه در تعطیلات است.

عجیبترین کریسمس در باربادوس
این داستان خاطرهانگیز درباره کریسمسی متفاوت در باربادوس است، جایی که به جای برف و سرمای زمستان، مردم با صندل و در کنار نخلهای تزئین شده جشن میگیرند. راوی ۱۹ ساله که برای تعطیلات به دیدار خانواده رفته، قصد دارد توجه دواین - نوه همسایه پدربزرگش - را جلب کند. دواین با اعتماد به نفس باربادوسی و توانایی باز کردن نارگیل با قداره، توجه او را جلب کرده است.
در پیکنیک ساحلی کریسمس، راوی ابتدا سعی میکند با کمک در پخت ماهی حواس دواین را جلب کند اما یک سینی کامل ماهی خام را در شن میریزد. سپس تصمیم میگیرد با شنا کردن شیوا مانند خواننده مشهور ریحانا خودنمایی کند. اما موج سوم دریا که "بیاحترام" توصیف میشود، همه چیز را خراب میکند.
- موج باعث از دست دادن عینک آفتابی و لباس شنايی شد
- موها completely خیس و به هم ریخته شد
- راوی مانند "موش غرق شده" از آب بیرون آمد
- دواین با تشویق طعنهآمیز او را "Baywatch" خطاب کرد
- مادر با جمله "حالت خوبه عزیزم؟" حمایت خود را نشان داد
"دریا باربادوس به اعتماد به نفس شما اهمیت نمیدهد - این امواج آرام و دلربای کارت پستالها نیستند" "فلیرت زدن کمی شبیه شنا در دریا است - بهتر است وقتی آماده، هوشیار و کاملاً مجهز هستیدAttempt کنید"
این تجربه به راوی درس بزرگی داد که گاهی بهترین لحظات زمانی اتفاق میافتند که انتظارشان را نداریم، حتی اگر طبق برنامه پیش نروند.


