تیم داولینگ: همسرم باید به رختخواب برود. طبق نظر سگ
سگی که زمانی برای همه چیز به ما وابسته بود، پس از فارغالتحصیلی از مدرسه سگها شروع به تغییر نقشها کرده است. در یک شب سرد زمستانی، سگ با نگاههای التماسآمیز به همسر نویسنده اصرار میکند که وقت خواب او رسیده است.

نقشهای معکوس شده پس از مدرسه سگ
در این داستان طنز، تیم داولینگ روایت میکند که چگونه سگ خانواده پس از گذراندن دورهای در “مدرسه سگها” و دریافت گواهی “سگ خوب بودن”، رفتارش به طور قابل توجهی تغییر کرده است. سگ که زمانی کاملاً وابسته به صاحبانش بود، اکنون نقش نظارتی به خود گرفته و بهویژه بر همسر نویسنده تمرکز کرده است. در یک شب زمستانی، mientras این زوج مشغول تماشای یک سریال هستند، سگ با نگاههای پرسشگر و گذاشتن پنجهاش روی زانوی زن، مصرانه به او یادآوری میکند که زمان خواب او فرا رسیده است.
- تغییر رفتار سگ پس از آموزشهای تخصصی
- اصرار سگ برای رعایت برنامه خواب توسط همسر
- مکالمه طنزآمیز بین زن و شوهر درباره درخواست سگ
- تسلیم نهایی همسر و رفتن به رختخواب
- تأمل نویسنده درباره مزایای ندیدن مدرسه سگ
“سگ حق ندارد به من بگوید چه زمانی به رختخواب بروم.” “فکر میکنم این یکی را уже باختهای.”
در پایان، نویسنده با تأملی طنزآمیز به این نتیجه میرسد که雖然 رابطه سگ و همسرش بسیار صمیمی شده است، اما او از اینکه تحت نظارت دقیق و مقررات خواب قرار نگرفته، خوشحال است.


