لحظهای که مرا دگرگون کرد: موهایم را تراشیدم و نامرئی شدم
نویسنده پس از زایمان، برای صرفهجویی در زمان و رهایی از کلیشههای مادری، موهایش را میتراشد و متوجه تغییر ناگهانی رفتار اطرافیان با خود میشود.
تجربه دگرگونکننده تراشیدن موی سر
این متن روایتگر تجربهای شخصی و تکاندهنده از نویسنده، آنوشکا گروس، در سال ۲۰۰۰، دو هفته پس از تولد اولین فرزندش است. او که درگیر چالشهای دشوار مادری شده بود، بهسرعت به این نتیجه رسید که باید فعالیتهای غیرضروری را کنار بگذارد. در میان کارهای وقتگیر، مراقبت از مو در صدر لیست چیزهای غیرضروری قرار گرفت. او معتقد بود شستن، شانه کردن، رنگ کردن و کوتاه کردن موها زمان زیادی از او میگیرد. در یک اقدام برای آزادسازی این زمان، نویسنده تصمیم میگیرد موهایش را به طور کامل بتراشد.
نویسنده دلایل دیگری نیز برای این تصمیم داشت. او از توجهات آزاردهنده و کلیشهای پیرامون نقش مادری خسته شده بود. نگاههای پر از ترحم غریبهها هنگام شیردهی و کمکهای بیش از حد و اصرارآمیز افراد پس از بالا رفتن از پله با کالسکه، او را به تنگ آورده بود. او امیدوار بود با ظاهری “کمی خشنتر” (grrrr) این کلیشه زنانه و مهربان تحمیلی را بشکند.
گذار از مادر ایدهآل به زن نامرئی
داستان زمانی جالب میشود که نویسنده اقدام به کوتاه کردن موهایش نزد یک سلمانی میکند. این تغییر سریع از «مریم مقدس» به یک چهره خشن و متفاوت، هیجانزوری برایش به همراه داشت. اما این سرخوشی تنها ۴۸ ساعت دوام آورد. در ایستگاه مترو، او متوجه شد که هیچکس برای کمک به پایین رفتن با کالسکه توقف نمیکند. روز بعد، هنگام خرید قهوه در یک مکان شلوغ، احساس کرد «مانند یک شبح» است و توجهی به او نمیشود. او بهای این آزادی زمانی را با نامرئی شدن در جامعه پرداخت.
«زندگی برای زنانی که موهای پُرپشت ندارند بسیار دشوارتر است؛ یک درس سخت درباره آنچه زمانی رخ میدهد که از هنجارهای جنسیتی خارج میشوید.»
هزینه کاهش جذابیت زنانه
نویسنده دریافت که رها کردن یکی از نشانههای اصلی زنانگی (femme-presenting) باعث شده است که غریبهها رفتاری کاملاً متفاوت با او داشته باشند. در حالی که داشتن ظاهر زنانه، کمک و تأیید اجتماعی را به همراه داشت (هرچند گاهی با چاشنی مزاحمت)، ظاهر جدید باعث نادیده گرفته شدن او میشد یا خطر برچسب خوردن به عنوان فردی تندخو را به همراه داشت. این کشف برایش ناخوشایند بود که تنها چند دقیقه نشستن روی صندلی سلمانی، هویت او را برای دیگران دگرگون کرده است.
- شواهد نشان داد که ظاهر بیرونی و نشانگرهای جنسیتی تأثیر مستقیمی بر سطح دریافت کمک و تعاملات اجتماعی دارند.
- او از نقش کلیشهای “خانم محترم” که جامعه به او تحمیل کرده بود، خسته شده بود.
- کوتاه کردن مو زمان زیادی را ذخیره کرد، اما به قیمت از دست دادن دیده شدن اجتماعی تمام شد.
- تجربه او نگاهی گذرا به زندگی افرادی داشت که صرفاً به دلیل ظاهرشان نادیده گرفته میشوند یا مورد ترس قرار میگیرند.
«تجربه موقت من، هرچند خودتحمیلی بود، نگاهی کوچک به این انداخت که نادیده گرفته شدن یا طرد شدن صرفاً بر اساس ظاهر چگونه است. و این واقعاً منظرهای زشت است.»
در نهایت، با بلند شدن مجدد موها، نویسنده توانست به سطح سابق «امتیاز اجتماعی» خود بازگردد. اما این دوره کوتاه به او آموخت که چگونه وابستگی زیادی به ابزارهای جنسیتی برای دریافت توجه و کمک در جامعه وجود دارد و چگونه تغییرات ظاهری میتواند منجر به انزوای عمیق شود.
