بررسی اجرای موسیقی ریانون گیدنز و فرانچسکو توریزی در سالن ویگور
اجرای موسیقایی ریانون گیدنز و فرانچسکو توریزی در سالن ویگور لندن؛ ترکیبی از فولک، اپرا، جاز و کلاسیک در گرامیداشت آهنگسازان فراموششده.

نقد اجرای موسیقی ریانون گیدنز و فرانچسکو توریزی
اجرای مشترک ریانون گیدنز، خواننده برنده گرمی و پولیتزر، و فرانچسکو توریزی، نوازنده پیانو، در سالن ویگور هال لندن، نمایشی از موسیقیسازی بزرگ، سخاوتمندانه و تحریکآمیز بر روی صحنهای کوچک بود. این دو هنرمند با پرسیدن این سؤال که «نسخه ما از یک رسیستال چگونه خواهد بود؟»، یک همآفرینی اکлекتی را به نمایش گذاشتند که عناصر موسیقی فولک، اپرا، جاز، پاپ و کلاسیک را در هم میآمیخت. توریزی با طنزی زیرکانه به تماشاگران یادآوری کرد که شاید برای شنیدن بانجو و گیتار نیامده باشند؛ موضوعی که تأکیدی بود بر ماهیت غیرمنتظره برنامه که صرفاً بر اساس نام این دو هنرمند مورد استقبال قرار گرفته بود.
گیدنز که سابقه طولانی در موسیقی فولک دارد، در این اجرا به بازتعریف خود به عنوان یک هنرمند پرداخت و آثاری را منتخب کرد که هدفشان «گرامیداشت آهنگسازانی بود که اغلب آهنگساز نامیده نمیشوند». این اجرا شنونده را از هارلم دهه ۱۹۳۰ به ایتالیای دهه ۱۹۶۰ و لالاییهای گائلیک برد، و شامل قطعاتی از اپرای Susannah کارلایل فلوید و اجرای سیاسیشدهای از Underneath the Harlem Moon اثر اتل واتر بود. گیدنز با تفسیری عمیق و آمیخته با درد، توانایی خود در تبدیل شدن به هر نقش موسیقی را اثبات کرد.
تلفیق هوشمندانه سبکها
همراهیهای توریزی بر پیانو هوشمندانه بود و تار و پودهای موسیقی خود، یعنی جاز و موسیقی باروک، را به تصویر وارد میکرد. قطعهای که با هم نوشتند، Non c’e Niente da Fare، شبیه به یک مرثیه باروک یا استروزی در لباس معاصر بود، در حالی که Estate اثر برونو مارتینو، بوسا نوای خود را با پژواکهایی از پرلود «قطره باران» شوپن مبادله میکرد.
- دستاوردهای گیدنز شامل جوایز گرمی، گرنت «نابغه» مکآرتور و جایزه پولیتزر برای آهنگسازی است.
- اجرای اصلی بر روی تجلیل از آهنگسازان کمتر شناختهشده یا فراموششده تمرکز داشت.
- تضاد بین حضور متواضعانه گیدنز و سهولت سیال توریزی بر روی صحنه، دینامیک جذابی ایجاد کرد.
- برنامه از لالاییهای گائلیک تا قطعات اپرایی آمریکایی و موسیقی هارلم را در بر گرفت.
- این اجرا نشان داد که هنر سیاهپوستان تار و پود اصلی موسیقی کانتری را تشکیل میدهد.
«ریانون گیدنز هنرمند نهایی است؛ با هر آهنگ خود را بازآفرینی میکند.»
«آیا آهنگساز آهنگ را میسازد یا زمینه؟ اگر مخاطبان باید تصمیم بگیرند، گیدنز و توریزی استدلال خود را مطرح کردند: قصهسراها، نویسندگان ناشناس و صداهای فراموششده همه جای خود را در کنار بتهوون و باخ در ویگور هال میگیرند.»
این کنسرت نه تنها توانایی فنی بالای این دو هنرمند را نمایان ساخت، بلکه چالشی فرهنگی علیه مرزبندیهای سنتی ژانرهای موسیقی بود. با ادغام این سبکها، آنها ثابت کردند که ارزش هنری فراتر از دستهبندیهای رسمی است و موسیقیسازان شایسته در هر زمینهای سزاوار شنیده شدن هستند.


