کلاه یادبود هراسکیویچ کمیته بینالمللی المپیک را در یک بحران روابط عمومی در المپیک زمستانی قرار داد
اسکیباز اسکلتون رؤیای کسب مدال را فدای بازگرداندن هولناکیهای جنگ اوکراین به دستور کار کرد و کمیته بینالمللی المپیک را با چالش مواجه نمود.
بحران روابط عمومی کمیته المپیک به دلیل کلاه یادبود ورزشکار اوکراینی
موضوع استفاده ولادیسلاو هراسکیویچ، اسکیباز اسکلتون اوکراینی، از کلاهی با عنوان “کلاه یادبود” در مسابقات المپیک زمستانی، کمیته بینالمللی المپیک (IOC) را با یک بحران جدی روابط عمومی مواجه کرد. هراسکیویچ، علیرغم تهدیدات و فشارهای IOC، مصمم بود که این کلاه را به نمایش بگذارد. این کلاه برای یادبود بیش از ۶۰۰ ورزشکار و مربی اوکراینی طراحی شده بود که از سال ۲۰۲۲ توسط حملات روسیه کشته شدهاند. اصرار او بر این عمل، نشاندهنده فدا کردن رؤیای کسب مدال شخصی برای هدفی والاتر بود و پیامدهای سیاسی در متن رویدادی که مدعی جدایی از سیاست است، ایجاد کرد.
پیام هراسکیویچ هوشمندانه و دقیق بود؛ او مستقیماً بر تجاوز روسیه تمرکز نکرد، بلکه بر یادبود دوستان کشته شدهاش تأکید نمود. این رویکرد، تلاشی برای دور زدن قوانین سختگیرانه IOC مبنی بر “ممنوعیت ابراز عقاید سیاسی در میدان رقابت” بود. با این وجود، این اقدام تناقضاتی در نحوه اجرای قوانین توسط IOC آشکار ساخت. به عنوان مثال، او به پوشیدن کیپ یادبود توسط جرد فایراستون اسرائیلی در مراسم افتتاحیه اشاره کرد که یاد قربانیان قتل عام مونیخ را زنده میکرد، و همچنین به ژست ماهیگیر آمریکایی ماکسیم ناوموف که تصویری از والدین متوفی خود را پس از مسابقه نشان داد. هراسکیویچ پرسید که چرا مورد او متفاوت تلقی میشود، در حالی که قوانین باید برای همه یکسان اجرا شوند.
تلاشها و تاریخچه واکنشهای IOC
IOC تلاشهایی برای جلوگیری از تبدیل شدن این مسئله به یک رسوایی انجام داد، از جمله اجازه دادن به هراسکیویچ برای استفاده از کلاه در تمرینات و پیشنهاد پوشیدن بازوبند سیاه. حتی کریستی کوونتری، رئیس IOC، شخصاً برای حل و فصل موضوع به محل اقامت تیمها رفت (و پس از آن اشکهایش سرازیر شد) که نشاندهنده تفاوت رویکرد او با سلفش، توماس باخ، بود. با این حال، تاریخچه IOC مملو از واکنشهای سرسختانه در برابر ابراز عقاید ورزشکاران است، مانند اخراج تام اسمیت و جان کارلوس به دلیل حرکت “قدرت سیاه” در سال ۱۹۶۸، و محرومیت مادامالعمر ورزشکاران آمریکایی در سال ۱۹۷۲ به دلیل اعتراض روی سکو.
“این قیمت شرافت ماست.” – جمله هراسکیویچ در تبیین اقدام خود.
بزرگترین چالش IOC، پایبندی به “دروغ قدیمی” مبنی بر امکان جداسازی ورزش از سیاست است. این در حالی است که خود IOC اخیراً در تلاش برای بازگرداندن روسیه به عرصه ورزشی بوده است؛ کشوری که سابقه حملات سایبری به المپیک و رسوایی بزرگ دوپینگ در سوچی ۲۰۱۴ را دارد و طبق گزارشها بیش از ۸۰۰ مرکز ورزشی اوکراین را تخریب کرده است.
“اگر IOC میتوانست یک پنل مستقل برای تصمیمگیری در مورد ورزشکاران بیطرف روسیه تشکیل دهد، چرا نتوانست همین کار را برای هراسکیویچ انجام دهد؟” – نقل قولی از یک تحلیلگر.
در نهایت، هراسکیویچ در هدف اصلی خود موفق شد؛ او «هولناکیهای جنگ اوکراین» را دوباره به دستور کار المپیک بازگرداند. اگرچه او در نبرد رقابت شکست خورد، اما یقیناً در “جنگ روابط عمومی” پیروز شد، و تصمیمات سختگیرانه در مورد بازگشت روسیه به مسابقات نیز تحت تأثیر این فشار عمومی قرار گرفتند.

