سایمون مکبرنی درباره فیلیپ گالیه؛ دلقک بزرگی که زندگی او را دگرگون کرد
مرور خاطرات سایمون مکبرنی، بنیانگذار گروه Complicité، از معلم خود فیلیپ گالیه فقید، با تأکید بر خندههای شیطنتآمیز و سخاوت بیحد او.
میراث فیلیپ گالیه: درسهایی درباره حماقت و رهایی
سایمون مکبرنی، بنیانگذار گروه تئاتر مشهور Complicité، در یادداشتی به نکوداشت معلم خود، فیلیپ گالیه، از دلقکهای مطرح جهان که در سن ۸۲ سالگی درگذشت، پرداخته است. مکبرنی اذعان میدارد که برخلاف بسیاری، معلمی که مسیر زندگیاش را در کودکی تغییر دهد نداشت و این تحول تا ۲۴ سالگی و ورود تصادفی به کلاس گالیه در پاریس رخ نداد. گالیه، شخصیتی تحریکآمیز، مطالبهگر، عمداً نامناسب و بهشدت خندهدار بود. درسی که مکبرنی از او گرفت، کنار گذاشتن هرگونه بار فکری و ایدهای بود؛ زیرا فیلسوف کلاس اعتقاد داشت که «هیچ چیز ندانستن تنها چیزی است که نیاز داریم؛ چون همه ما مضحک هستیم».
گالیه که مادرش اسپانیایی بود، اغلب با لحنی پرشور از پدرش به عنوان «آن بورژوای لعنتی» یاد میکرد و دلش میخواست داستان اخراج شدنش از مدرسه در هشت سالگی به دلیل ضربه زدن به معلم ژیمناستیک را تعریف کند. او از تمام مظاهر ریاکاری، غیرصداقت، سیاستمداران، دانشگاهیان و فاشیستها بیزار بود و تحقیر ویژهای برای «همکاران» (collaborateurs) دوران پس از جنگ فرانسه قائل بود.
نخستین برخورد و قوانین بازی
اولین دیدار مکبرنی در نوامبر ۱۹۸۰ در استودیوی گالیه در پاریس رخ داد. توصیف گالیه شامل سبیل پرپشت سیاه، پیپ به دندان، موهای آشفته، ژاکت سبز رنگ و عینکی بود که «هیچ چیز را جدی نمیگرفت و با شدت تمام، هر امکان خندهدار یا متظاهرانه را بررسی میکرد». سکوتهای طولانی، نگاهها و جملات کوتاهی مانند «همه مشکل دارند»، نخستین درسها بودند. گالیه با گذاشتن دست بر شکم خود اعلام میکرد: «من معلمم، شما دانشآموزید.» این ساختار قدرت، بنا بود تا با خنده تخریب شود.
- آموختن شکست خوردن و دوباره شروع کردن بدون وابستگی به ایدههای اولیه.
- ارزش در معرض دید قرار گرفتن و پذیرش تمسخر برای کشف حقیقت وجودی.
- تأکید بر این نکته که اگر بازیگر فراموش کند چگونه کودکی بازی کند، نباید بازیگر باشد.
- سخاوت بینهایت، شوخطبعی نفسگیر و انعطافپذیری در تعامل با هر هنرجو.
- برقراری ارتباط رادیکال و آنارشیستی با مخاطب از طریق پذیرش آسیبپذیری مشترک.
«اگر اجرایی، خندهدار باشد یا متظاهرانه، او هر دو امکان را بهشدت بررسی کرده بود.»
«اگر کسی به شما بخندد، حقیقتی را آشکار میکند، به همین دلیل است که در زندگی واقعی از مورد تمسخر قرار گرفتن متنفر هستیم. اما با فیلیپ میتوانستیم یاد بگیریم که عدم پذیرش این آسیبپذیری باعث میشود انسانیت ما آشکار نشود.»
شیوهی تدریس گالیه بر پایهی سبک یا ایدههای از پیش تعیینشده نبود؛ بلکه هر فرد به دقت بررسی، از هم گسسته و دوباره ساخته میشد. این روش، تأثیری عمیق بر تئاتر گذاشت، اصلی که مکبرنی آن را برای همه یادآوری میکند: «حماقت را در آغوش بگیر».



