نقد نمایش «سوییت ממبو»: ولنتاین خندهدار پینا باوش اثری رؤیایی
اجرای گروه تانزتاتر ووپرتال در سادلرز ولز لندن، نمایشی فریبنده و سرشار از ظرافت اغواگرانه است که تماشاگر را مانند یک عاشق میفریبد.
نقد نمایش «سوییت ממبو» پینا باوش در سادلرز ولز
نمایش «سوییت ממبو» (Sweet Mambo) تولید سال ۲۰۰۸ گروه تانزتاتر ووپرتال (Tanztheater Wuppertal) به کارگردانی پینا باوش، یک اثر رقص-تئاتر منحصر به فرد است که مرزهای تعریفپذیری را مینوازد. این اجرا که در تالار سادلرز ولز لندن به روی صحنه رفته، با تکیه بر موسیقیهای انتخابی ماتیاس بورکرت و آندریاس آیزنشنایدر، در کنار طراحی صحنه خیرهکننده پیتر پاست، یک تجربه حسی و بصری عمیق ایجاد میکند. پردههای سفید بزرگ و چینخورده پیتر پاست، فضای نمایش را تحت سلطه خود درآورده و لباسهای مجلل طراحی شده توسط ماریون سیتو بر غنای بصری کار میافزاید.
موسیقی متن «سوییت ממبو» ترکیبی از ژانرهای مختلف شامل آواز سنتی سامی (Sámi joiking)، ترانههای قدیمی (torch song)، موسیقی فولکلور، الکترونیکا و موسیقی محیطی است. این ترکیب، یک خط روایی فریبنده را شکل میدهد که حتی شامل بخشهایی نامتعارف مانند صدای مهمانی از اثر Hazmat Modine و اجرای سرکشانه دافنیس کوکینوس با سازهای هارمونیکا و توبا است.
مضامین اصلی و اجرای رقصندگان
نمایش اغلب به مضامین دیرینه باوش، یعنی «مردانی که زنان را آزار میدهند» و کشش و دافعه میان افراد، میپردازد، هرچند این بار با لایههایی نرمتر نیز همراه است. سولونماهای زنان غالباً دارای سکون درونی هستند و حتی برخی از رقصندگان در تابهایی آویزان فارغ از دنیا به نظر میرسند. در مقابل، بخشهای دردناک نمایش، مانند اجرای جولی شاناهان که با ژستهای هنری به شکلی شیطانی تبدیل میشود یا تلاش او برای رسیدن به انتهای صحنه در حالی که مردان او را بازمیگردانند، عمق عاطفی کار را نشان میدهد. همچنین، صحنههایی که جولی آن استنژاک به خواهش خود توسط موهایش کشیده میشود، مرز میان درد و وابستگی را مبهم میسازد.
- «سوییت ממبو» یکی از کمدیترین نمایشهای پینا باوش نیز محسوب میشود، چنانکه نازارت پانادرو با بازیهای به ظاهر احمقانه و نقل داستانهای عجیب درباره طوطی همسایهاش، لحظاتی از طنز سیاه را فراهم میکند.
- طراحی مینیمالیستی صحنه پاست، بهویژه با استفاده از باد و پارچههای شفاف که شکلی وهمآلود ایجاد میکنند، بر احساس تهی بودن و سقوط درونی برخی شخصیتها تأکید دارد.
- رقصندگان با ارائهای فوقالعاده مانند نائومی بریتوی که با کاسه آواز خواندن (singing bowl) صحنه را آغاز میکند، احساسات پیچیدهای را منتقل مینمایند.
- نمایش در مجموع دارای وحدت ساختاری قوی است و برخلاف برخی آثار باوش، کمتر پراکنده به نظر میرسد و اجرایی یکپارچه را ارائه میدهد.
- گروه تانزتاتر ووپرتال در این اجرا «تماشاگران را همچون معشوقههای خود» در نظر میگیرند و از آنها درخواست میکنند که مشکلاتشان را بگویند و آنها را در باز کردن لباسهایشان یاری رسانند.
«این رقصندگان با مخاطب مانند معشوقهها رفتار میکنند، از ما میخواهند که هرگز آنها را فراموش نکنیم، مشکلاتمان را به آنها بگوییم و در باز کردن زیپ لباسشان کمک کنیم.»
«صحنههایی که جولی آن استنژاک همراه با طوفانی که در جریان است، توسط موهایش کشیده میشود، تعریفی واضح ندارند؛ اما حس این است که همگی در این آشفتگی گرفتاریم و به یکدیگر نیاز داریم.»


