تأثیر مسکن گران بر مصرف، کار و سرمایهگذاری آمریکاییها
افزایش سرسامآور قیمت مسکن در آمریکا، امید به خانهدار شدن را کم کرده و نسلهای جوان را به سمت سرمایهگذاریهای پرریسک مانند ارزهای دیجیتال سوق داده است.

تأثیر قیمت مسکن بر رفتارهای مالی نسل جوان
کاهش امید به خانهداری در ایالات متحده به یک چالش اقتصادی بزرگ تبدیل شده است، زیرا قیمت مسکن بسیار سریعتر از افزایش دستمزدها رشد میکند. سابقه نشان میدهد که مالکیت خانه همواره بخش مهمی از «رویای آمریکایی» و مسیری برای ایجاد اعتبار و سرمایه محسوب میشده است. با این حال، دادههای اخیر نشان میدهند که درصد قابل توجهی از نسلهای جوانتر، مانند هزارهها (Millennials)، انتظار دارند که برای همیشه مستأجر باقی بمانند. به عنوان مثال، نظرسنجی انجام شده توسط Apartment List در سال ۲۰۲۲ نشان داد که سهم پاسخدهندگانی که انتظار اجاره دائمی داشتند، تقریباً دو برابر شده است.
این کاهش تدریجی امید به مالکیت، پیامدهای سیستمی بر نحوه زندگی و رفتار اقتصادی این افراد دارد. تحلیلها حاکی از آن است که وقتی افراد احساس میکنند رسیدن به هدف بزرگ خرید خانه غیرممکن شده است، بهطور نظاممند رفتار خود را تغییر میدهند. این تغییرات شامل افزایش مصرف نسبت به ثروت فعلی، کاهش انگیزه برای سختکوشی در کار، و گرایش به سرمایهگذاریهای پرریسکتر مانند ارزهای دیجیتال (Cryptocurrencies) میشود. این واکنشها نشاندهنده یک بازآرایی در اولویتهای مالی و اهداف بلندمدت نسلی است که از مسیر سنتی انباشت ثروت محروم شدهاند.
پیامدهای رفتاری ناشی از عدم توانایی در خرید مسکن
- کاهش پسانداز سنتی به دلیل ناامیدی از دستیابی به اهداف بزرگ مالی.
- افزایش تمایل به مصرف فوری کالاهای غیرضروری (مصرفگرایی بیشتر نسبت به دارایی).
- تغییر در استراتژیهای سرمایهگذاری به سمت داراییهای با نوسان بالا.
- کاهش انگیزه برای افزایش سطح تلاش در مسیر شغلی.
یافتههای پژوهشگران نشان میدهد: «هنگامی که احتمال مالکیت خانه برای افراد کاهش مییابد، آنها بهطور نظاممند رفتار خود را تغییر میدهند: مصرفشان نسبت به ثروتشان افزایش مییابد، سختتر کار کردن را متوقف میکنند و سرمایهگذاریهای پرخطرتر مانند ارزهای دیجیتال را انتخاب میکنند.»
نظرسنجی هریس پول در سال ۲۰۲۴ حاکی از آن بود که ۴۲ درصد از بزرگسالان آمریکایی و نزدیک به نیمی از نسل زد (Gen Z) موافق این جمله هستند که «مهم نیست چقدر سخت کار کنم، هرگز نخواهم توانست خانهای را که واقعاً دوست دارم بخرم.»
این پدیده صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه مستقیماً بر ساختار اجتماعی و سرمایهگذاریهای بلندمدت افراد تأثیر میگذارد و میتواند به کاهش کلی ثبات مالی در سالهای آتی منجر شود.


