مسئولیت افراد تأثیرگذار در بیان کامل حقیقت درباره هوش مصنوعی
انتقاد از روایتهای یکطرفه درباره هوش مصنوعی که خطرات واقعی و نگرانیها را پنهان میکنند؛ ضرورت شفافیت توسط کارشناسان و سلبریتیها.
مسئولیت چهرههای تاثیرگذار در روایت کامل پیشرفتهای هوش مصنوعی
این مقاله به بررسی مسئولیت اخلاقی کارشناسان، سخنرانان و اینفلوئنسرهایی میپردازد که در مورد فناوریهای نوظهور هوش مصنوعی (AI) صحبت میکنند. نویسنده استدلال میکند که اغلب، گفتوگوها درباره هوش مصنوعی (از سخنرانیها گرفته تا تبلیغات سوپر بول) به سمت بازاریابی یکطرفه سوق پیدا میکند که خطرات واقعی و نگرانیهای پیرامون آن را پنهان مینماید. این رویکرد باعث میشود مخاطبان، به ویژه افرادی که برای اولین بار با این فناوری آشنا میشوند، تصویری آرمانشهری و غیرواقعی از آینده ترسیم شده توسط هوش مصنوعی کسب کنند. به عنوان مثال، نمایش رباتهای خانگی مانند ربات تا کننده لباس LG که در پشت صحنه با محدودیتهای عملیاتی و هزینههای گزاف روبرو هستند، بدون اشاره به این کاستیها، اعتماد عمومی را جلب میکند.
خطرات پنهان و مقایسه با موارد تاریخی
هنگامی که افراد صاحب قدرت و کسانی که تریبونهای عمومی دارند، قابلیتهای هیجانانگیز هوش مصنوعی را برجسته میسازند، به سادگی از کنار خطراتی مانند تأثیرات زیستمحیطی مخرب، تمایل چتباتها به توهمزایی (ساختن اطلاعات غلط)، تأثیر منفی بر مهارتهای حافظه، و افزایش موارد روانپریشی و خودکشی ناشی از هوش مصنوعی چشمپوشی میکنند. این موضوع یادآور الگوهای خطرناکی است که قبلاً در مورد قمار آنلاین پس از قانونی شدن در آمریکا، یا تبلیغ ارزهای دیجیتال (کریپتو) دیده شد؛ جایی که سلبریتیها داراییهای بیارزش را به مردم عادی فروختند. خطر هوش مصنوعی فراتر از زیان مالی است و شامل جابجایی شغلی، فرسایش صنایع خلاق، گسترش اطلاعات نادرست در مقیاس بزرگ و جعل هویت (دیپفیک) میشود.
- چهرههای مشهور و کارشناسان باید هنگام تبلیغ ابزارهای هوش مصنوعی، محدودیتهای آنها را نیز بیان کنند.
- باید به طور صریح به نگرانیهای هنرمندانی مانند گییرمو دل تورو پرداخته شود که آموزش مدلها بر روی آثارشان بدون اجازه را دزدی میخوانند.
- تردید در مورد پایداری مدلها به دلیل مصرف انرژی سرسامآور آنها باید بخشی از گفتوگو باشد.
- اعتماد عمومی که به تبلیغکنندگان و مروجان هوش مصنوعی داده میشود، مستلزم پایبندی به صداقت کامل است.
“آنها (تکنولوژیستها) تصور میکنند که اگر کسی با اعتبار یا شهرت مشتاقانه چیزی را تبلیغ میکند، پس آن چیز باید ایمن، سودمند و اجتنابناپذیر باشد.”
ضرورت بیان حقیقت به جای بازاریابی صرف
این رفتار که منافع عده معدودی را به جای منافع جهانی دنبال میکند، یک توهمزایی را ترویج میدهد. اگرچه هوش مصنوعی پتانسیل واقعی برای پیشرفتهایی مانند کشف دارو دارد، اما قاببندی آن به عنوان یک خیر مطلق یا پیشرفت بدون نقص، یا جاهلانه است یا فریبکارانه. نویسنده هوش مصنوعی را با آثار فراواقعگرایی (سورئالیسم) مقایسه میکند، اما تأکید میکند که سورئالیسم ریشه در ذهن انسان داشت، در حالی که هوش مصنوعی یک بازشناسی الگوی ماشینی است که هدف آن فراتر رفتن از قراردادها برای رسیدن به حقیقت بود. ما همچنان سزاوار حقیقت هستیم، به ویژه در گفتوگویی که با سرعت در حال شکلگیری است.


