تحلیل مجید محمد شریفی از شعار ترامپ: صلح از مسیر قدرت به دست میآید
مجید محمد شریفی، استاد روابط بینالملل، تشریح میکند که چرا از دیدگاه آمریکاییها قدرت، مبنای حق در نظام بینالملل است و آمریکا با داشتن بیشترین قدرت، بیشترین حق را نیز داراست.

تحلیل دیدگاه آمریکایی درباره قدرت و صلح
مجید محمد شریفی، استاد روابط بینالملل، در تحلیلی بر اظهارات افرادی مانند ترامپ که معتقدند صلح از مسیر قدرت حاصل میشود، به تبیین بنیادهای تفکر استراتژیک ایالات متحده در عرصه جهانی میپردازد. از منظر این دیدگاه رایج در واشنگتن، در نظام بینالملل، قدرت مترادف با حق است. این بدان معناست که بازیگری که بالاترین سطح قدرت را در اختیار دارد، این توانایی را دارد که قوانین و هنجارهای بینالمللی را به نفع خود تعریف کند و به اجرای آنها بپردازد. در این چارچوب، ایالات متحده به عنوان یک قدرت برتر، خود را صاحب بیشترین مشروعیت و حق در تصمیمگیریهای جهانی میداند.
این دیدگاه مبتنی بر نظریههای واقعگرایی در روابط بینالملل است که در سیاست خارجی آمریکا ریشه دوانده است. بر این اساس، امنیت ملی و دستیابی به اهداف ژئوپلیتیکی تنها از طریق حفظ و گسترش برتری نظامی و اقتصادی امکانپذیر است. صلح پایدار نه از طریق همکاریهای چندجانبه یا قوانین بینالمللی صرف، بلکه از طریق بازدارندگی ناشی از نیروی نظامی غیرقابل چالش تضمین میشود.
پیامدهای عملی این نگرش
- تأکید بر افزایش توانمندیهای نظامی و تکنولوژیک برای حفظ موقعیت برتر جهانی.
- لزوم حفظ اتحادهایی که منافع قدرت برتر را تامین کنند و انعطافپذیری کمتری در برابر چالشهای ساختاری.
- استفاده عملی از «قدرت سخت» (Hard Power) برای حل و فصل یا مدیریت منازعات بینالمللی.
- الزام به داشتن حداکثر نفوذ اقتصادی برای شکلدهی به قواعد تجارت جهانی.
«از دید آمریکاییها در نظام بینالملل قدرت حق است، یعنی قدرت، قانون را ایجاد میکند و ایالات متحده با بیشترین قدرت، بیشترین حق را هم دارد.»
این نگرش منجر به سیاستهایی میشود که در آن، اقدامات یکجانبه ممکن است به دلیل اعتقاد به برتری حقوقی ناشی از قدرت، توجیه شوند. در نهایت، فلسفه "صلح از طریق قدرت" نشاندهنده اولویتبخشی به ثبات ساختاری تعریف شده توسط قدرت مسلط، بر سایر اشکال تعاملات بینالمللی است.
مجید محمد شریفی، استاد روابط بینالملل، این تحلیل را در گفتگو با «انتخاب» ارائه کرده است.


