نبرد روزانه برای بقا در غزه: نبود غذا، سرپناه و پول
وضعیت ناگوار ساکنان غزه پس از آتشبس اکتبر: فقدان سرپناه، کمبود شدید کمکهای بشردوستانه و بحران نقدینگی برای دو میلیون نفر ادامه دارد.
نبرد طاقتفرسای بقا در غزه پس از آتشبس
پس از دو سال جنگ ویرانگر، آتشبس اکتبر در غزه آرامشی شکننده را به ارمغان آورده است، هرچند حملات اسرائیل به طور کامل متوقف نشده است. با وجود بازگشایی جزئی برخی مغازهها، بخش اعظم دو میلیون نفر ساکن این منطقه همچنان در پناهگاههای موقت زندگی میکنند و با کمبود شدید درآمد مواجه هستند. ساکنان غزه، از جمله خانمهایی مانند هبه (۴۸ ساله) و سلما، وضعیت فعلی را «بازگشت از یک کابوس وحشتناک» توصیف میکنند. ترس از بازگشت جنگ و عدم قطعیت درباره تأمین نیازهای اولیه، بزرگترین دغدغه روزانه آنهاست. کمکهای بشردوستانه به مقدار ناچیز وارد این منطقه فلسطینی میشود و زندگی در حالی ادامه دارد که هیچ چیز تضمین شده نیست.
چالشهای اسکان و کمبود منابع
از زمان آغاز آتشبس در ۱۰ اکتبر، تغییرات چندانی در زندگی مردم غزه ایجاد نشده است. بیش از یک میلیون نفر همچنان نیازمند کمکهای اضطراری برای سرپناه هستند و بسیاری در زیر چادرها یا پلاستیکهای سازمان ملل زندگی میکنند. برخی برای فرار از سرما و باران به ساختمانهای آسیبدیده پناه بردهاند، که این خود خطر فروریختن و مرگ را به همراه دارد. گفته میشود بیش از نیمی از چاههای آب غزه تخریب شدهاند و زندگی در کمپهایی مانند اردوگاه «الزوایدا» با کمبود شدید غذا، آب و دارو همراه است. افرادی که توانایی مالی دارند، در غزه شهر آپارتمانهای نیمهویران را با قیمتهای نجومی اجاره میکنند، که اغلب فاقد برق و آب هستند.
- محدودیت تردد: اکثر ساکنان به دلیل عملیات نظامی اسرائیل و مناطق حائل، در مناطق جنوبی و مرکزی که کمتر از ۴۰ درصد مساحت غزه را تشکیل میدهد، محصور شدهاند.
- بحران سلامت: کلینیکهای کمکهای اولیه مملو از بیمارانی هستند که به دلیل شرایط زندگی نامناسب و غیربهداشتی به بیماریهای عفونی مبتلا شدهاند.
- تخریب زیرساختها: اکثر کشاورزی و بیش از نیمی از ذخایر آبی غزه نابود شدهاند.
- لغو ثبات اقتصادی: اقتصاد غزه فروپاشیده است؛ بانکها فقط کارهای اداری انجام میدهند و دستگاههای خودپرداز کار نمیکنند، در نتیجه پول نقد به کالایی کمیاب تبدیل شده است.
«غذا، آب، دارو... ما همه چیز کم داریم و هر روز یک چالش است.»
بحران نقدینگی و امید به آینده
با وجود کاهش نسبی قیمت کالاها در بازارهایی که به سختی باز شدهاند، این قیمتها نیز برای جمعیت فاقد درآمد خارج از دسترس است. بحران اصلی، نبود پول نقد است؛ به دلیل بسته بودن کامل خدمات بانکی و کار نکردن خودپردازها، تنها پولی که در جریان است، پولهای پیش از جنگ است. بسیاری از ساکنان پسانداز خود را در حملات از دست دادهاند. کسانی مانند هبه که برای سازمانهای بشردوستانه کار میکنند، توانستهاند کمی ثبات بیابند، اما اکثریت برای بقا صرفاً به سازمانهای امدادی وابسته هستند. با این وجود، در میان این ویرانیها، امید به زندگی با کرامت همچنان به عنوان تنها دارایی باقیمانده برای خانوادهها حفظ میشود.
«زندگی اینجا غیرممکن است، تمام خاطرات ما با بمبها از بین رفته است. مجبورم امیدوار باشم، حداقل برای خانوادهام. تنها چیزی که برای ما باقی مانده، امید به اینکه روزی بتوانیم با کرامت زندگی کنیم.»


