تحلیل آندرئاس کریگ: ۴ سناریوی احتمالی در مذاکرات عراقچی - ویتکاف و تنشها
آندرئاس کریگ، استاد روابط بینالملل، چهار سناریوی احتمالی برای مذاکرات ایران و آمریکا از توقف تنش تا حملات محدود و درگیری گستردهتر را بر اساس تحلیل خود تشریح کرده است.

تحلیل سناریوهای مذاکرات ایران و آمریکا
آندرئاس کریگ، استاد روابط بینالملل در دانشگاه کینگز کالج لندن، تحلیلی از وضعیت مذاکرات میان ایران و آمریکا و روندی که میتواند منجر به اوجگیری تنشها شود، ارائه کرده است. وی بر اساس تحولات موجود، چهار سناریوی اصلی را با درصدهای احتمال متفاوت ترسیم نموده است. این تحلیل بر فضای حساس دیپلماتیک و نظامی حاکم بر منطقه تمرکز دارد، جایی که هر گونه اشتباه محاسباتی میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد. وضعیت فعلی نشان میدهد که احتمال تداوم الگوی دیپلماتیک تحت فشار، در کوتاهمدت، بالاتر از حمله مستقیم آمریکا است، اگرچه ریسک کلی تشدید نبردها به طور معناداری افزایش یافته است.
تحلیل کریگ بر این فرض استوار است که اگر مذاکرات به بنبست برسد، پویایی فشار سیاسی و اعتبار طرفین، همراه با ریسک بالای حوادث پیشبینینشده در یک محیط پر تنش، میتواند به سمت تشدید نظامی سوق یابد. وی تأکید میکند که حتی در صورت وقوع هرگونه درگیری محدود، اثرات آن میتواند منطقهای باشد و منجر به اختلال در مسیرهای دریایی و فعال شدن نیروهای نیابتی شود.
سناریوهای کلیدی مذاکرات
The analysis outlines four distinct pathways for the ongoing tensions:
- سناریوی یک؛ مسیر خروج موقت دیپلماتیک (۴۵٪ احتمال): تمرکز بر تفاهم هستهای محدود در مسقط و صدور بیانیهای مبهم در خصوص خویشتنداری از تنش. در این حالت، واشنگتن تشدید نظامی را متوقف کرده و کانالهای دیپلماتیک باز میمانند.
- سناریوی دو؛ حمله محدود اجباری آمریکا (۳۵٪): مذاکرات بر سر دامنه اختلافات متوقف میشود، آمریکا برای بازتنظیم امتیازات خود دست به حملاتی محدود میزند و تهران پاسخی کنترلشده و قابل انکار میدهد تا از جنگ فراگیر جلوگیری کند.
- سناریوی سه؛ حمله به رهبری اسرائیل و ورود آمریکا (۱۲٪): اسرائیل به دلیل نگرانی از آستانه هستهای یا موشکی دست به اقدام میزند و آمریکا مستقیماً وارد عمل شده یا پشتیبانی میکند که به سرعت به همرزم تبدیل میشود.
- سناریوی چهار؛ تشدید تنش تصادفی (۸٪): وقوع یک حادثه ناخواسته (دریایی یا نیابتی) که منجر به تلفات آمریکاییها شده و واکنشهای متقابل سریع، دایره درگیری را گسترش میدهد.
ارزیابی ریسک و جمعبندی
کریگ در جمعبندی خود اشاره میکند که مجموع احتمال وقوع حملات (S2، S3 و S4) تا تاریخ ۸ مارس حدود ۵۵٪ است. این نشان میدهد که عامل تعیینکننده، توانایی طرفین در مدیریت بنبستهای مذاکراتی و کنترل تشدید تنشهای ناخواسته است. هرچند سطح اعتماد به این برآوردها «کم تا متوسط» ارزیابی شده، زیرا یک «عامل محرک» واحد میتواند وضعیت را به شدت دگرگون سازد. در صورت تحقق درگیری، تبعات آن شامل گسترش ناآرامیهای منطقهای و اخلال در تجارت دریایی خواهد بود.
به گفته کریگ: «مسقط به تفاهم هستهای محدود و بیانیهای مبهم درباره روند خودداری از تنش میرسد؛ واشینگتن تشدید نظامی را متوقف میکند و کانال دیپلماتیک همچنان باز میماند.»
«احتمال وقوع حمله تا ۸ مارس حدود ۵۵٪ است (جمع سناریوهای S2، S3 و S4).»
این تحلیل نشاندهنده یک دوره بسیار پرخطر در روابط ایران و قدرتهای غربی است که نیازمند مدیریت دقیق هر دو طرف برای ممانعت از تبدیل شدن تنشهای دیپلماتیک و نظامی به یک درگیری تمامعیار منطقهای خواهد بود. تداوم مذاکرات تحت فشار تنها راه کوتاهمدت برای اجتناب از سناریوهای پرخطر است.



