چالش اقتصاد ایران: رهایی از سایه سیاست برای بهبود رفاه عمومی
محمود جامساز، اقتصاددان، اظهار داشت که تا زمانی اقتصاد ایران تحت سلطه سیاست باقی بماند، وضعیت دشوار و شکننده فعلی ادامه خواهد داشت و منابع به جای رفاه عمومی، صرف اهداف سیاسی میشوند.
اقتصاد ایران در خطر سایه سنگین سیاست
محمود جامساز، اقتصاددان، معتقد است که اقتصاد ایران با بحرانهای عمیقی روبرو است و راهکاری مؤثر برای مهار این بحرانها وجود ندارد؛ علت اصلی این امر، «قیمومت سیاست» بر اقتصاد است. او تأکید میکند که مادامی که سیاست از اقتصاد به عنوان ابزاری برای اهداف خود استفاده کند، مسائل مربوط به رفاه، معیشت و آسایش عمومی مردم در سطوح پایینی از اولویتبندی قرار گرفته و بخش قابل توجهی از منابع کشور صرف هزینههای سیاسی و ایدئولوژیک میشود. این شرایط کشور را در موقعیتی «بسیار دشوار و شکننده» قرار داده است.
جامساز اذعان دارد که تحریمها تأثیر مخربی بر اقتصاد داشتهاند، اما اکنون این تحریمها بیشتر به ابزاری برای گروههای رانتجو تبدیل شدهاند که منافع خود را از دل بحران بیرون میکشند. این امر منجر به گسترش رانت و تعطیلی واحدهای تولیدی شده است. علاوه بر این، دولت کسری بودجه خود را نه از طریق اصلاحات ساختاری، بلکه با تکیه بر چاپ پول جبران میکند که این رویه زمینگیر شدن اقتصاد را تسریع مینماید. توقف روند مخرب چاپ پول برای بازگشت اقتصاد به اصول بنیادین حیاتی است.
- نرخ ارز به شدت تابع انتظارات تورمی و تحولات سیاسی است، نه صرفاً عوامل اقتصادی بنیادین.
- اصلاحات سطحی قادر به حل مسائل بنیادین اقتصاد نیستند؛ ناترازی ساختاری میان عرضه و تقاضای ارز، پول ملی را بیارزش کرده است.
- رهایی از سایه سیاست برای ایجاد تغییر واقعی ضروری است؛ در غیر این صورت، حتی کاهش تحریمها نیز کارساز نخواهد بود.
- اکثریت مردم در فقر مطلق یا نسبی زندگی میکنند و تورم سبد معیشت از مرز صددرصد عبور کرده است.
- سیاستهای خارجی، مانند رویکرد ترامپ، بیشتر بر خفهسازی اقتصادی متمرکز است تا مذاکره واقعی، که هدف آن فروپاشی از درون است.
«تا زمانی که اقتصاد تحت قیمومت سیاست قرار دارد و سیاست از اقتصاد بهعنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکند، اولویتهای رفاهی مردم به حاشیه رانده میشود.»
جعفر خیرخواهان، اقتصاددان دیگر، وضعیت اقتصاد ایران را شبیه فردی با بیماری جذام خشک توصیف میکند که علیرغم مشکلات انبوه، سیستم عصبیاش دیگر دردی را اعلام نمیکند.
در نتیجهگیری، وضعیت فعلی اقتصاد ایران نشاندهنده یک بحران ساختاری است که ریشه در اولویتهای سیاسی بر نیازهای معیشتی دارد. تا زمانی که این وابستگی ساختاری ادامه یابد و اقدامات اساسی مانند توقف چاپ پول صورت نگیرد، اقتصاد در سراشیبی فروپاشی باقی خواهد ماند و شکاف فقر در جامعه عمیقتر خواهد شد.


