پرونده اپستین: تمرکز تعلیق بر افشای نخبگان بانفوذ به جای عدالت برای قربانیان
دکتر سم مارتین، پژوهشگر ارتباطات سیاسی، نگرانی عمیق خود را درباره پرونده اپستین ابراز میکند، جایی که تمرکز رسانهها از قربانیان به نخبگان بانفوذ منحرف میشود.
پرونده اپستین و تمرکز بر افشای نخبگان
دکتر سم مارتین، پژوهشگر برجسته ارتباطات سیاسی در دانشگاه بویسی، نگرانیهای عمیقی را درباره نحوه پوشش پرونده جفری اپستین و پیامدهای اجتماعی آن مطرح کرده است. تمرکز اصلی او بر این نکته است که چگونه قدرت میتواند آسیبهای وارده را پنهان کند و توجه عمومی را از قربانیان منحرف سازد. آنچه در این پرونده برای ایشان بیش از آزار وحشتناک کودکان حیرتانگیز است، چرخش سیستمهای رسانهای و سیاسی است که کانون توجه را از دختران آسیبدیده به سمت نخبگان بانفوذ میبرد؛ مردان قدرتمندی که ممکن است در این ماجرا متهم یا رسوا شوند. به نظر میرسد این رسوایی به جای تمرکز بر آنچه بر سر این دختران آمده، به این تبدیل شده که کدام فرد مشهور نام برده خواهد شد.
این تغییر تمرکز، ماهیت پیچیدهای از دخالت قدرت و تأثیر آن بر روایتهای عمومی را نشان میدهد. وقتی پروندهای با این عمق از سوءاستفاده مطرح میشود، انتظار میرود که محوریت بر اجرای عدالت و حمایت از بازماندگان باشد، اما در این مورد، نخبگان و اشخاص دارای نفوذ، به صورت ناخواسته یا عمدی، تبدیل به موضوع داغ اصلی میشوند. این امر باعث میشود که اصل ماجرا، یعنی تجاوز و سوءاستفاده سیستماتیک، به حاشیه برود و تبدیل به یک بازی سیاسی برای برکنار کردن یا سرافکنده کردن افراد خاص شود.
پیامدهای انحراف توجه عمومی
انتقال تمرکز از قربانیان به افراد مشهور پیامدهای جدی برای جامعه دارد. این پدیده باعث تداوم آسیب به قربانیان میشود زیرا صدای آنها در میان هیاهوی اخبار مربوط به افراد با جایگاه بالا گم میشود. علاوه بر این، این چرخش پیامها این نگرانی را ایجاد میکند که اجرای عدالت برای افراد عادی در برابر نخبگان قدرتمند دشوار خواهد بود.
- تمرکز رسانهای بر نخبگان در پرونده اپستین، به جای رنج قربانیان.
- نگرانی از اینکه قدرت، ماهیت واقعی جرم را محو میکند.
- مطرح شدن نامهایی مانند گیسلین مکسول در کنار افراد سیاسی بلندپایه.
- کاهش اهمیت عدالت در مقابل حفظ آبروی افراد بانفوذ.
- عدم رسیدگی کافی به مکانیسمهای سیستمی که اجازه چنین سوءاستفادههایی را داد.
دکتر مارتین بیان میکند: «آنچه مرا بیشتر آزار میدهد، نحوه چرخش سیستمهای رسانهای و سیاسی توجه ما را از قربانیان به سمت نخبگان، یعنی مردان قدرتمندی که ممکن است شرمنده، متهم یا رسوا شوند، منحرف میکند.»
این نوسان توجه، بحثهای گستردهتری را در مورد پوشش رسانهای پروندههای بزرگ سوءاستفاده و اینکه چه کسی اجازه دارد روایت را کنترل کند، برانگیخته است.
در نهایت، پرونده اپستین نه تنها یک تراژدی انسانی، بلکه یک مورد مطالعاتی مهم درباره تعامل رسانه، سیاست و اجرای عدالت در مواجهه با فساد در بالاترین سطوح جامعه است. نیاز به مکانیزمهایی برای اطمینان از اینکه صدای قربانیان همواره در مرکز توجه باقی میماند، بیش از پیش احساس میشود.



