انتخاب امکساگ برای نوشتن رمان علمی-تخیلی در عصر ابزارهای هوش مصنوعی
یک نویسنده استدلال میکند که ویرایشگر متن قدیمی Emacs به دلیل تجسم اصول نرمافزار آزاد و متنباز (FOSS)، در عصر هوش مصنوعی و فرسودگی (enshittification) همیشگی و به موقع باقی میماند.
مقایسه Emacs و Vim برای نویسندگان در دوران تحول دیجیتال
نویسندهای که مشغول نگارش یک رمان علمی-تخیلی درباره یک هوش مصنوعی نیمههوشمند است، تجربهی خود در استفاده از ابزارهای ویرایش متن را به اشتراک میگذارد. او که از سال ۲۰۱۳ روی این پروژه کار میکرد، در ابتدا از پردازشگرهای واژه استفاده میکرد اما با شیوع همهگیری کرونا در سال ۲۰۲۰، به دنیای Vim/Neovim روی آورد. این مهاجرت شامل کنار گذاشتن فرمتهای اختصاصی (مانند *.doc) به نفع فرمتهای متنی مانند *.md و *.tex بود. نویسنده حتی یک محیط یکپارچه نوشتن مبتنی بر Neovim به نام OVIWrite ساخت و برای مدت کوتاهی یک جامعه کوچک کاربری نیز برای آن شکل گرفت.
با این حال، این درگیری مداوم با تکنیکالترین جنبههای Neovim—مانند مدیریت پلاگینها، پیکربندیهای پیچیده و تلاش برای درک مستندات برای کسی که سابقه برنامهنویسی جدی ندارد—او را از هدف اصلیاش، یعنی نوشتن رمان، دور میکرد. او دریافت که حتی با وجود ابزارهای خوب، زمان زیادی صرف تنظیم و نگهداری سیستم میشد، زیرا به عنوان یک نویسنده غیربرنامهنویس، درک مستندات چالشبرانگیز بود.
چرخش به سوی Emacs و درک قدرت آن
با وجود تردید اولیه نسبت به کلیدبندیهای Emacs که شبیه به «نواختن پیانوی جاز» توصیف شده بود، نویسنده در نهایت به سمت آن جذب شد. نقطهعطف اصلی، ترکیب قدرت Evil mode بود که امکان استفاده از ویرایش نقطهای (modal editing) مشابه Vim را در محیط Emacs فراهم میکرد. او کشف کرد که elisp (زبان برنامهنویسی Emacs) نسبت به Lua (مورد استفاده در Neovim) خواناتر و نوشتن آن آسانتر است. همچنین، فهمید که مشکلات معروف «انگشت کوچک صورتی Emacs» با تنظیمات کیبورد قابل حل است.
مهمتر از همه، Org-mode، Org-Agenda و Org-Roam در Emacs به شدت او را تحت تأثیر قرار داد. تنظیم مجدد پیکربندی خود را که در OVIWrite پیادهسازی کرده بود، در Emacs در کمتر از یک ساعت انجام داد و متوجه شد که Emacs دارای اکوسیستمی گسترده و با ثباتتر برای نویسندگان است که سالهاست توسعه یافتهاند.
“تجربه کاربری Emacs همیشگی و به موقع است—همیشگی است زیرا شخصیترین شکل محاسبات شخصی است؛ به موقع است زیرا به من اجازه میدهد تا صدای اضافی AI slop و enshittification را نادیده بگیرم و در آرامش بنویسم.”
الهام گرفتن آینده از گذشته: Emacs در داستان علمی تخیلی
نویسنده اشاره میکند که رابط کاربری مغز و کامپیوتر (BCI) در رمان آیندهاش، مستقیماً از Emacs الهام گرفته شده است. در این دنیای تخیلی، جایی که صفحه کلید یک شیء عتیقه محسوب میشود، الگوهای فکری یا حرکات عصبی جایگزین کلیدبندیها شدهاند. قابلیتهایی مانند Kill-rings کارکردی عمیقتر پیدا کردهاند و به عنوان مخازن قوی افکار مورد استفاده قرار میگیرند.
- OVIlisp (نسخه تخیلی elisp) به عنوان زبان برنامهنویسی برای دستکاری مستقیم الگوهای فکری عمل میکند.
- Emacs Frames و Windows به مناطق مختلف توجه ذهنی نگاشته شدهاند.
- مفهوم پیوندهای دوطرفه Org-Roam به «گرافهای دانش عصبی» تبدیل شدهاند که در آن گرهها خود الگوهای فکری کامل هستند.
نتیجهگیری این است که Emacs نمونهای از نرمافزار قابل توسعه، انعطافپذیر و خود-مستندسازی است، که نویسنده آن را نه یک ابزار قدیمی، بلکه چارچوبی برای تمرکز و خلاقیت در عصر دیجیتال میداند.
