رضا امیرخانی و روایت ادبی گرهخورده با ایوان طلا
با بستری شدن رضا امیرخانی پس از سانحه پاراگلایدر، مرور فعالیتهای ادبی این نویسنده پرآوازه ایرانی در مرکز توجه قرار گرفته است. از رمان «ارمیا» تا «قرار با خورشید»، آثار او جایگاه ویژهای در ادبیات معاصر ایران دارند.

روایتهای ماندگار رضا امیرخانی
با بستری شدن رضا امیرخانی در پی سانحه پاراگلایدر، جامعه فرهنگی ایران بار دیگر به مرور آثار و فعالیتهای ادبی این نویسنده شناختهشده پرداخته است. امیرخانی که متولد ۱۳۵۲ در تهران است، در دهههای اخیر با آثاری در حوزه رمان، سفرنامه و تحلیلهای اجتماعی نقش مهمی در ادبیات معاصر ایران ایفا کرده است.
- نخستین اثر او «ارمیا» در سال ۱۳۷۴ منتشر شد و برنده جایزه جشنواره دفاع مقدس گردید
- رمان «منِ او» در سال ۱۳۷۸ به یکی از پرفروشترین آثار دهه هشتاد تبدیل شد
- کتاب «داستان سیستان» حاصل همراهی با رهبر انقلاب در سفر به این منطقه است
- آثار متعددی از او به زبانهای مختلف از جمله روسی و عربی ترجمه شده است
- دریافت جوایز متعددی مانند جایزه کتاب سال برای رمان «رهش»
«زیارت با برنامهریزی زائر درست نمیشود. آن جور که سفر با برنامهریزی مسافر مکه و کربلا و مشهد و قم و شاهعبدالعظیم هم ندارد»
«حالم عوض میشود… شروع میکنم از طرف آن کشاورزی که دم در طلایی بسته ایستاده است به امام رضا سلامدادن»
کتاب «قرار با خورشید» نمونهای از سبک ویژه امیرخانی در تلفیق تجربه شخصی با مشاهده اجتماعی است که در آن تجربه حضور در آیین غبارروبی حرم امام رضا(ع) را به تصویر کشیده است.




